Loading...
error_text
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: خارج فقه
اندازه قلم
۱  ۲  ۳ 
بارگزاری مجدد   
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: تأملی در به کارگیری قواعد فقهی در استنباطات فقهی
تأملی در به کارگیری قواعد فقهی در استنباطات فقهی
درس خارج فقه
حجت الاسلام والمسلمین فخرالدین صانعی (دامت برکاته)
کتاب الوقف
درس 5
تاریخ: 1400/7/27

بسم الله الرحمن الرحیم و به تبارک و تعالی نستعین

برخی از دوستان پیشنهاد ورود به بحث «کتاب الوقف» را دارند، از طرفی هم برخی دوستان دیگر اصرار به ادامه‌ این بحث دارند. جمع‌بندی خود بنده این است که اگرچه این مباحث، چند جلسه دیگر هم طول بکشد، اما چون همه‌ بحث‌ها، مسایل و موضوعات فقهی و عبارات فقهاست و ما هم در سیر بحث تمام سعی‌مان بهره‌گیری از مباحث فقهی صرف است و از طرح بحث‌های جانبی و آنچه مربوط به فقه نیست پرهیز می‌کنیم. ما در صدد طرح پیش‌فرض‌هایمان برای فقه کارآمد هستیم تا زمانی که وارد کتاب الوقف یا دیگر کتاب‌های فقهی شدیم، بر اساس همین پیش‌فرض‌ها بحث را شروع و به انتها برسانیم، اگر مبانی و پیش‎فرض‌هایمان مشخص نباشد، در ادامه بحث با چالش و مشکل مواجه خواهیم شد.

«تأملی در به کارگیری قواعد فقهی در استنباطات فقهی»

عرض کردیم که در بحث استنباطات فقهی باید قواعد مسلّم فقهی، که چه بسا از ضروریات دین ماست و در قرآن هم به آنها اشاره شده، را مد نظر قرار بدهیم. در باب تعارض با توجه به روایاتی که وجود دارد قواعدی را عرض کردیم؛ مثل بحث کرامت انسان، عدالت انسان و این‌که کسی مجبور به تحمل گناه دیگری نیست و لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏.[1] همچنین حکمی که استنباط می‌کنید، نباید منکَر باشد؛ زیرا خداوند يَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ[2] است. اگر نهی از منکر می‌کند، پس احکام خودش هم منکر نیست.

یکی از مباحثی که در فضاهای مجازی هم مطرح می‌شود، ازدواج و استمتاع از دختر صغیره است. بر اساس چارچوب‌های فقه مدرسه‌ای، که به منزله یک دستگاه است و یک خروجی دارد، این ازدواج جایز است. این خروجی شاید بر اساس آن متدها صحیح باشد، اما جنبه‌های دیگر را هم باید در نظر بگیریم و نباید به صرف روش‌ها اکتفا کنیم. می‌بینید که اگر بگویید می‌شود با دختربچه ازدواج کرد و از او تلذذ برد، اولاً برای اجتماع قابل پذیرش نیست؛ زیرا کسی که چنین حکمی را بیان می‌کند، بعید است خودش ملتزم به آن باشد و برایش رکاکت نداشته باشد. ما نمی‌توانیم بگوییم این، حکم اسلام است و من باید اجرا کنم. شما در مرحله استنباط مسایل و حواشی دیگر این حکم را در نظر نگرفتید که به این نتیجه رسیدید. پس شما در استنباط، خطا کرده‌اید نه این‌که حکم اسلام این است و بس.

«کلام استاد والد بر تحریر الوسیله و بیان عدم صحت ازدواج با صغیره»

والد استاد در «تعلیقه بر تحریر الوسیله» این ازدواج را صحیح ندانسته‌ و به منکر بودن آن استدلال کرده‌اند. پس یکی از روش‌های استنباط که باید مورد دقت قرار بگیرد، این است که خود حکم شرع نباید منکر باشد؛ چون به اصطلاح حقوق امروزی، با قواعد بالادستی ما مخالف است و باید کنار گذاشته بشود. ما روایاتی از خود ائمه علیهم السلام داریم که اگر روایتی مخالف قرآن است، آن را ضرب علی الجدار بکنید یا به اهلش برگردانید. اگر در بحث استنباط به این روایات عمل بکنیم، خیلی کارگشاست. می‌بینید که گاه با یک روایت، امور مهمی مثل قتل یک نفر را اثبات می‌کنند و حال آن‌که در حجیت یا عدم حجیت خبر واحد در امور مهمه بحث است.

پس یک از مباحث این است که روایات، جزء منابع استنباطی ما هستند و ما نمی‌توانیم آنها را کنار بگذاریم؛ و این وجه تمایز ما با دیگران است. ما می‌دانیم که اصل وجودیِ حوزه‌های علمیه، بحث روایات است، اما ائمه علیهم السلام برای عمل به همین روایات ملاکاتی قرار داده‌اند؛ مثلاً مخالف قرآن نباشد، در بحث تعارض، موافق عامه نباشد و ...؛ اگر ما همین ملاکات را رعایت بکنیم، قطعاً در استنباط احکام و مسایل به نتایج بهتری هم خواهیم ‌رسید.

در بحث جواز یا عدم جواز ازدواج با چنین دختری، من فقط حاشیه ایشان را می‌خوانم. امام در بحث ازدواج صغیره و تلذذ به غیر وطی می‌فرمایند: «و أمّا سائر الاستمتاعات ـ كاللمس بشهوةٍ و الضمّ و التفخيذ ـ فلابأس بها» ایشان در حاشیه می‌فرماید: «بل الظاهر البأس و الحرمة فيها لاسيّما في الرضيعة؛ لكونها منكراً، فيكون منهيّاً عنه بقوله تعالى: وَ يَنْهَى عَنِ الفَحْشَاء و الْمُنْكَرِ و َالْبَغْي؛ و لكونها مستقبحةً عقلائية و موجبةً لاستحقاق فاعلها [پس اینها مسایلی است که در یک حکم باید رعایت بشود.] المذمّة الكاشفة عن الحرمة الشرعية [مذمت دارد و هیچ کس چنین کاری را نمی‌کند. این مذمت از طرف چه کسی است؟ از طرف مردم و عقلا و عرف. خود طبع انسان هم نمی‌پذیرد و برای انسان، غضاضت روحی می‌آورد.

دقت بفرمایید. دلیل بعدی این است که] هذا مع ما فيها من المضارّ الجسمانية و المشاكل الروحانية و المعنوية للصغيرة [برای آن دختربچه ضررهای جسمی و مشکلات روحی فراوانی دارد و او را از حیّز انتفاع ساقط می‌کند. امروزه در بحث‌های روان‌شناسی می‌گویند مراقب بچه‌ها باشید که مورد آزار جنسی قرار نگیرند! می‌گویند اثرات روانی آزار جنسی در کودکی، سال‌ها همراه شخص باقی می‌ماند و زندگی‌اش را مختل می‌کند. اگر بحث‌های روان‌شناسی را در فضای مجازی یا فضاهای عمومی دنبال کنید، می‌بینید که روی این نکته که باید مراقب فرزندان بود و آموزش‌های جنسی به آنها داد تا مورد تعرض واقع نشوند، تأکید می‌شود؛ زیرا این مضار در آینده هم همراه این بچه خواهد بود. گفته می‌شود که تعداد زیادی از مراجعه‌کنندگان به مراکز روان‌شناسی افرادی هستند که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند.] بل و للبالغة غير المستعدّة للزواج و للإستمتاع بها [نه تنها برای بچه شیرخوار، بلکه برای بچه بالغ و غیرمستعد هم] كما لايخفى، المختلفة زماناً و مكاناً و سنّاً للزوج و الزوجة، بل و مع حرمتها لابدّ من القول بحرمة الزواج؛ لأجل الإستمتاعات المحرّمة أيضاً، بل بطلانه كذلك [آنجا بحث حکم تکلیفی‌اش را که بحث حرمتش بود، مطرح کرده و اینجا بحث حکم وضعی و بطلان را مطرح می‌کنند که هم حرام و هم باطل است] قضاءاً لنفي الضرر و الضرار وكون الزواج بداعي الاستمتاعات المحرّمة [چون گفتیم آن استمتاعات، محرم است و وقتی ازدواج به داعی آن استمتاعات باشد، خودش حرام می‌شود] بل على الحاكم منع الزواج المحتمل فيه ذلك إلاّ مع إحرازه العدم للغلبة أو القضاء العرفيّ».[3] که بحث موضوعی می‌شود.

پس یکی از مواردی که در بحث استنباط باید لحاظ شود، این است که یک حکم، منکر نباشد. قواعدی مثل کرامت، انصاف، عدالت و ... هم باید در احکام، ملحوظ قرار بگیرد. این‌که می‌گوییم ملحوظ باشد، حتی در تعارض با روایات، اینها مقدم‌اند؛ چون یک سری اصول مسلمه و غیر قابل تخصیص‌اند.

«جمع‌بندی مباحث در باب قواعد مطرح شده»

در جمع‌بندی مباحث باید گفت: ما قواعد فقهی مسلّمی داریم که به وفور در کتب فقها هم آمده و ما در بحث استنباط و تعارض روایات باید اینها را مد نظر قرار بدهیم و به جهت این‌ نصوص بر مسایل دیگر مقدم کنیم.

بحث دیگر مد نظر قرار دادن اثرات خارجی حکم و بازخوردهایی است که یک حکم می‌تواند داشته باشد. همچنین بحث پذیرش اجتماعی را گفتیم که می‌تواند یکی از مصادیق این عنوان باشد. از دیگر مصادیق عنوان، این است ‌که یک حکم چه اثرات روحی و روانی‌ای می‌تواند داشته باشد.

بحث توجه به مسایل روحی و روانی، در بحث فرزندخوانده و فتوای معروف والد استاد قبلاً توضیح داده شد که می‌تواند یکی از مصادیق واقع بشود.

«تمسک صاحب مسالک به قواعد فقهی در باب محلِّل»

نکته جالب دیگر این‌که «صاحب مسالک» هم به مسایل روحی و اجتماعی تمسک کرده است. ایشان در باب محلِّل بعد از استدلال به کتاب و سنت، یک سری مسایل را به صورت مؤید یا استدلال آورده‌ است و این موضوع از این جهت برای ما مهم و درس است که تفوّه به این‌گونه امور، چیز غریبی نباشد. ایشان در کتاب گران‌سنگ مسالک الأفهام که مورد توجه همه فقهاست، در مرحله استنباط و بحث این‌‌که آیا محلِّل حتماً باید بالغ باشد، علاوه بر روایات، به استدلال اهل سنت نیز که غیربالغ را هم به عنوان محلِّل قبول دارند، اشاره کرده‌اند، بعد در خدشه بر این نظریه می‌فرمایند: «و فيه نظرٌ، لأن رفع القلم عن الصبي لا ينافي اعتداد المكلّف بفعله و ترتّب الأثر عليه [اثرات وضعی‌اش را دارد] كما يجب عليها الغسل بوطيه [غسل بر او واجب است] و خصوصاً مع دخوله في إطلاق الآية. و المراهق له لذّة الجماع [پس این‌که گفته‌اند باید جماع باشد، این لذت جماع برای مراهق ـ مراهق یعنی نزدیک به بلوغ ـ هم وجود دارد] و كذلك المرأة تلتذّ به [پس هم زن لذت می‌برد و هم مراهق. ایشان می‌فرمایند لذتی که در جماع نسبت به بالغ هست، برای مراهق هم حاصل می‌شود.] فيتناوله الخبر [می‌فرماید «حتى يذوق عسيلتك و تذوقي عسيلته»، شامل مراهق هم می‌شود] و الرواية الأخيرة في طريقها ضعفً [در حاشیه آورده‌اند که سهل بن زیاد ضعیف است] و جهالةٌ فلا تصلح دليلاً، و يمكن مع ذلك حملُها على الأكمليّة [ایشان می‌فرمایند روایتی که می‌گوید محلل باید بالغ باشد را بر اکملیت حمل می‌کنیم] و لعلّ التخفيف في هذا الباب مطلوبٌ [نکته‌اش اینجاست که می‌فرماید چرا تخفیف می‌دهیم و می‌گوییم مراهق کافی است؟] لما فيه من الغضاضة و العار».[4] [برای شوهرش ننگ کمتری دارد و نمی‌گویند یک مرد مثلاً بالغ و بزرگ با همسر سابقش جماع کرده، بلکه می‎گویند حالا یک بچه‌ای بوده که کاری را به عنوان محلِّل انجام داده است. نکته‌اش این است.]

مورد سوم روش‌های فقهی فقهاست. در بحث استنباطات،‌ روش‌های فقهی که به صورت قواعد کلیه‌ ـ مثل بحث حجیت یا عدم حجیت خبر واحد، برخورد خبر واحد با قواعد مسلّمه فقهی ـ در کتاب‌های فقها مورد استناد واقع شده را بررسی می‌کنیم تا ببینیم می‌توان یک فقه کارآمد و قابل اجرا در جامعه را قانون‌گذاری و اجرا کرد یا نه؟.

«و صلّی الله علی سیدنا محمّدٍ و آله الطاهرین»

-------------------
[1].انعام(6): 164.
[2]. نحل(16): 90.
[3]. التعلیقه علی تحریر الوسیله 2: 240.
[4]. مسالک الأفهام 9: 166.

درس بعدیدرس قبلی




کلیه حقوق این اثر متعلق به پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی می باشد.
منبع: http://saanei.org