Loading...
شنبه 26 آبان 1397 - السبت 9 ربيع الاول 1440
بهتر این است که آنچه از ابی عبدالله (ع) می تواند جامعه را جذب کند، آنها را برای جامعه بیان کنیم، عزادران باید برای محرم و ایام تاسوعا و عاشورا آماده شوند و هر طوری که می توانند عزاداری کنند و ذکر مصیبت بخوانند، زمزمه کنند حتی اگر تنها باشند و از آن چیزی که در کربلا بوده است خارج نشوند
error_text
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: خارج فقه
اندازه قلم
۱  ۲  ۳ 
بارگزاری مجدد   
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: استدلال به روایات مرغبه به حضور در نماز جماعت عامه
܀ تازه های دروس خارج فقه ܀

» بحث خیارات > درس 19: دیدگاه امام خمینی (قدس سره) در تعارض روایت زراره با مرسله جمیل
» بحث خیارات > درس 18: دیدگاه امام خمینی (قدس سره) در مسقط بودن مطلق تصرف
» بحث خیارات > درس 17: اقوال فقهاء در باره مسقطیت تصرف
» بحث خیارات > درس 16: بیان حکم مسقطات خیار عیب
» بحث خیارات > درس 15: روایات وارده در بیان حقیقت و معنا و خصوصیات عیب
» بحث خیارات > درس 14: مواضع بحث در خیار عیب
» بحث خیارات > درس 13: جریان خیار عیب در مبیع کلی
» بحث خیارات > درس 12: استدلال شیخ انصاری (قدس سره) بر سبب خیار
» بحث خیارات > درس 11: دیدگاه فقها در سبب خیار عیب و دلایل آنها
» بحث خیارات > درس 10: مطالبی در باره شخصیت یونس بن عبد الرحمن
» بحث خیارات > درس 9: اشکال وارده بر اجماع در خیار عیب
» بحث خیارات > درس 8: قول مشهور اصحاب بر تخییر بین ارش و ردّ در عین معیوب
» بحث خیارات > درس 7: استدلال به روایات مطلقه برای دیدگاه اصحاب
» بحث خیارات > درس 6: تخییر بین رد و ارش در خیار عیب، در صورت بقای عین بنابر قول اصحاب
» بحث خیارات > درس 5: دیدگاه معروف و مشهور بین اصحاب در خیار عیب
» بحث خیارات > درس 4: بیان چگونگی وجود خیار عیب در بیع غرری
» بحث خیارات > درس 3: بطلان بیع به جهت غرر مشتری در صورت جهل بسیط نسبت به مبیع
» بحث خیارات > درس 2: اشکال و شبهه به خیار عیب به دلیل وجود غرر و بطلان عقد
» بحث خیارات > درس 1: اجماع فقها در ثبوت خیار از جهت نص و فتوا
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 76: بیان حکم زیاده در نماز و اشکال ثبوتی و اثباتی عدم مبطلیت زیاده سهویه

استدلال به روایات مرغبه به حضور در نماز جماعت عامه
درس خارج فقه
کتاب الصّلاة - الخلل
درس 33
تاریخ: 1396/11/4

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم اللّه الرحمن الرحیم

«استدلال به روایات مرغبه به حضور در نماز جماعت عامه»

در روایات تقیّه که ترغیب و تشویق به حضور در جماعت عامّه که ثواب زیادی بر آن بار می شود، آمده است: «من صلّی معهم في الصّفّ الأوّل كان كمن صلّی خلف رسول الله (صلّی الله علیه و آله) في الصّفّ الأوّل»[1] و در روایات دیگر هم شبیه این معنا آمده است. مثلاً در روایت حلبی آمده است: «من صلّی معهم في الصّفّ الأوّل كان كمن صلّی خلف رسول الله (صلی الله علیه و آله)»[2] یا روایاتی که راجع به عیادت مرضای آنان و تشییع جنازه آنان آمده و حضرت استدلال فرمودند به قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً[3] و بعد فرموده اند تشییع جنازه کنید و عیادت کنید مرضای آنان را و امثال این اموری که در روایات آمده است.

کیفیّت استدلال به این روایات این است که این روایات - با این که صلات آنان من جهة عدم السّورة، من جهة عدم احراز عدالت امام یا احراز فسق امام و جهات دیگری که در وجود دارد، باطل است، ولی در عین حال، تشویق به حضور کرده اند، معلوم می شود با تقیّه، جزئیّت اجزا و شرطیت شرایط، مرتفع می شود؛ چنانچه در روایت آمده است: «ألتّقيّة في كلِ شي ءٍ يضطر إليه ابنُ آدم فقد أحلّه الله له».[4] بنا بر این که «احلّه الله» را به معنای اعمّ از تکلیف و وضع بگیریم.

لکن در این روایات، شیئی در ذهن هست و آن این که این روایاتی که ترغیب و تشویق به حضور کرده اند، مثل «صلّ معهم» یا با آنها در مساجدشان نماز بخوانید؛ تشییع جنازه شان کنید، مریضانشان را عیادت کنید، به چه ملاکی است؟ آیا اینها به ملاک حفظ وحدت است و برای این است که اتّحاد و وحدت حفظ بشود یا برای جلب محبّت و دوستی است که اگر برای جلب محبّت و دوستی باشد، لازم نیست کسی که می تواند در خانه خودش نماز بخواند، به مسجد برود و نمازش را در مسجد بخواند. البته اگر در مسجد است، بیرون نرود؛ چون خلاف محبّت و مودّت است، اما اگر می تواند در خانه اش نماز بخواند و به فرموده مرحوم شیخ، مندوحه دارد، آیا در اینجا هم، چون می خواهیم جمعیّت مسلمانان را زیاد نشان بدهیم، روایت شاملش می‌شود؟ اما این که تقیّه از باب ترس باشد، می شود تقیّه مداراتی؛ یعنی ترس از این که در ازمنه طولانی به ما ضرری وارد بشود یا این که در ازمنه طولانی به اسلام ضرری بخورد. اگر این وجوه باشد -که معلوم نیست ملاک چیست - نمی توانیم از این روایات، به سایر جاها تعدّی کنیم. این روایات اختصاص به مورد خودش دارد، به مورد نص دارد، کما این که شیخ اعظم (قدّس سرّه) در رسالة التّقیّۀ در باب تقیّه مداراتی می فرماید: «یقتصر فیها علی مورد النّصّ»، آنجاهایی که روایت دارد، اقتصار بر تقیّه مداراتی می کنیم، اما در سایر جاها نمی توانیم قائل به آن بشویم.

پس لقائلٍ أن یقول که در چنین جاهایی ملاک دست ما نیست، ولو سیّدنا الاستاذ می فرماید در کل زمان غیبت، اینها از باب ترس و خوفشان برای نماز می رفتند. پس نماز تقیّه از باب خوف است، لکن این مطلب، عهده اش بر خود ایشان است که شرکت مسلمین در نماز به چه جهتی بوده است؟ می ترسیدند و شرکت می کرده اند یا جهت دیگری مثل جلب محبّت یا برای جلوگیری از ضرر به اسلام شرکت می کرده‌اند یا برای تکثیر جمعیّت مسلمین شرکت می کرده اند؟ این معلوم نیست، ولو ایشان می فرماید از باب خوف شرکت می کرد اند. بنابر این، در روایات تقیّه هم این مناقشه و اشکال وجود دارد.

«عدم شمول حدیث لا تعاد بر انسان عامد»

سپس در حدیث لاتعاد، جهت دیگری از بحث وجود دارد که برخی فرموده اند حدیث لاتعاد شامل عامد نمی شود؛ کسی که عمداً، ولو از راه جهل، چه جهل عن قصورٍ، چه جهل عن تقصیرٍ، حدیث لاتعاد شامل نمی شود؛ برای این که یک روایت در باب ارکان صلات هست که بین عامد و غیر عامد فرق گذاشته و مرحوم نائینی و بعض دیگر به آن روایت استدلال کرده اند که شامل عامد نمی شود. مضمون روایت این است که تکبیر و رکوع و سجود، صلاتند و قرائت سنّت است و کسی که قرائت را فراموش کند، صلاتش صحیح است. ولی اگر عمداً نیاورد، شامل او نمی شود. پس معلوم می شود سنّت با فراموشی موجب بطلان است، مثل قرائت، اما اگر فراموشی نباشد، بلکه جهل باشد، ولو جهل عن قصورٍ باشد و او عمداً نمی آورد، نمی توانیم بگوییم این حدیث دلالت بر صحّتش می کند. یا جاهل مقصر عمداً نمی آورد.

البته تقریب بهترش این است که صلات عبارت است از رکوع و سجود و قرائت که سنّت است و با فراموشی باطل می شود، اما با عمد، باطل نمی شود. لذا در تمام سنّت ها؛ یعنی در همه آن سنّت ها با عمد، موجب بطلان نمی شود. اگر فراموش کند، باطل می شود و شامل صورت عمد نمی گردد.

لکن جواب این حرف این است که عمد علی ما یستفاد من الکتاب و السّنّة، عبارت است از قصد فعل و قصد عنوان فعل. وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها،[5] اگر یک نفر این را به عنوان کافر حربی کشت، قصد قتل، ثمّ انکشف که این مؤمن بوده است، این قتلَ مّؤمناً متعمِّداً صدق نمی کند. قصد مع التّعمد در صورتی است که او عنوان را هم بداند؛ یعنی قصد کشتن داشته باشد و این عنوانی را که می خواهند واسطه قرار بدهند و قتل را متوجه به او بکنند، را هم بداند و این می شود عمد. در وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً عمد به این معنا است. بنابر این، وقتی آن شد عمد، در باب قرائت که گفت قرائت عن نسیانٍ موجب صحّت است و قرائت عن عمدٍ موجب صحّت نیست، این قرائت عن عمدٍ مربوط به غیر جاهل است، مربوط به عالم عامد است؛ یعنی حکم و موضوع را می داند، اما در عین حال نمی آورد. می داند که سوره جزء نماز است، اما در عین حال نمی آورد. این متعمّد است، اما اگر نمی داند که سوره جزء نماز است و جهل مرکّب دارد و سوره را نمی آورد، عمد صدق نمی کند و حدیث لاتعاد شامل او هم می شود.

«وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا مُحَمِّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرین»

------------

[1]. وسائل الشیعة 8: 299، کتاب الصلاة، ابواب صلاة الجماعة، باب 5، حدیث 1.

[2]. وسائل الشیعة 8: 300، کتاب الصلاة، ابواب صلاة الجماعة، باب 5، حدیث 4.

[3]. بقره (2): 83.

[4]. وسائل الشیعة 16: 214، کتاب الامر و النهی، ابواب الامر و النهی، باب 25، حدیث 2.

[5]. مائدة (5): 93.

درس بعدیدرس قبلی



  • کانال رسمي دفتر حضرت آيت الله العظمي صانعي در تلگرام
  • پاسخگویی به مساائل حج و سوالات شرعی