Loading...
چهارشنبه 2 خرداد 1397 - 7 رمضان 1439
رؤیت هلال ماه مبارک رمضان بر آیت الله العظمی صانعی ثابت گردیده بنابراین روز پنجشنبه 1397/02/27 اول ماه مبارک رمضان می باشد
error_text
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: خارج فقه
صفحه اول  خارج فقه > کتاب الصّلاة - الخلل > اندازه قلم
۱  ۲  ۳ 
بارگزاری مجدد   
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: استدلال به روایات مرغبه به حضور در نماز جماعت عامه
܀ تازه های دروس خارج فقه ܀

» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 75: استدلال قائلین به صحت نماز جاهل، در اقامه قصر در صورت اتمام
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 74: استدلال قائلین به صحت نماز در صورت اقامه قصر به جای اتمام
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 73: دلالت روایات وارده بر عدم موضوعیت مسیرة یوم در مسافت
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 72: بیان حکم مسیرة یوم در مسافت
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 71: کلام و دیدگاه مرحوم بروجردی (قدس سره) در باره استثنای جهل در جهر و اخفات از مطلق جهل
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 70: بیان و دیدگاه مرحوم مقدس اردبیلی (قدس سره) در صحت عمل جاهل در صورت اصابت با واقع
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 69: ملحق بودن روزه به نماز در جابجایی انجام وظیفه در صورت جهل
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 68: دلالت روایات بر الحاق روزه بر نماز در صحت آن در صورت جهل
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 67: استدلال فقهاء معذوریت جاهل به قصر و اتمام
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 66: دلایل مشهور بین اصحاب در جاهل به حکم و جاهل به موضوع، در اجزا و افعال نماز
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 65: صور عدم معذوریت جاهل در قصر و اتمام و استدلالات وارده
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 64: معذور بودن جاهل در قصر و اتمام در نماز و استدلال مرحوم صاحب جواهر (قدس سره) به روایات
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 63: موارد استثنای عالم عامد در عدم معذوریت در قصر و اتمام
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 62: معذور بودن جاهل در اخفات و جهر از نظر اصحاب
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 61: استدلال به صیحیه‌ی زراره در شمول جهل مرکب و جهل بسیط در جهر و اخفات
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 60: دیدگاه مشهور فقها در معذور بودن جاهل به اخفات و جهر
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 59: دیدگاه حضرت استاد در صورت تخلّف در جهر و اخفات از طرف نمازگزار
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 58: دیدگاه مشهور فقها در صورت جهل به جهر و اخفات و قصر و اتمام
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 57: بیان صورت اهمال دلیل شرطیت جهر و اخفات در نماز
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 56: اقوال و عبارات فقها در باره جهر و اخفات، قصر و اتمام نماز

استدلال به روایات مرغبه به حضور در نماز جماعت عامه
درس خارج فقه
کتاب الصّلاة - الخلل
درس 33
تاریخ: 1396/11/4

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم اللّه الرحمن الرحیم

«استدلال به روایات مرغبه به حضور در نماز جماعت عامه»

در روایات تقیّه که ترغیب و تشویق به حضور در جماعت عامّه که ثواب زیادی بر آن بار می شود، آمده است: «من صلّی معهم في الصّفّ الأوّل كان كمن صلّی خلف رسول الله (صلّی الله علیه و آله) في الصّفّ الأوّل»[1] و در روایات دیگر هم شبیه این معنا آمده است. مثلاً در روایت حلبی آمده است: «من صلّی معهم في الصّفّ الأوّل كان كمن صلّی خلف رسول الله (صلی الله علیه و آله)»[2] یا روایاتی که راجع به عیادت مرضای آنان و تشییع جنازه آنان آمده و حضرت استدلال فرمودند به قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً[3] و بعد فرموده اند تشییع جنازه کنید و عیادت کنید مرضای آنان را و امثال این اموری که در روایات آمده است.

کیفیّت استدلال به این روایات این است که این روایات - با این که صلات آنان من جهة عدم السّورة، من جهة عدم احراز عدالت امام یا احراز فسق امام و جهات دیگری که در وجود دارد، باطل است، ولی در عین حال، تشویق به حضور کرده اند، معلوم می شود با تقیّه، جزئیّت اجزا و شرطیت شرایط، مرتفع می شود؛ چنانچه در روایت آمده است: «ألتّقيّة في كلِ شي ءٍ يضطر إليه ابنُ آدم فقد أحلّه الله له».[4] بنا بر این که «احلّه الله» را به معنای اعمّ از تکلیف و وضع بگیریم.

لکن در این روایات، شیئی در ذهن هست و آن این که این روایاتی که ترغیب و تشویق به حضور کرده اند، مثل «صلّ معهم» یا با آنها در مساجدشان نماز بخوانید؛ تشییع جنازه شان کنید، مریضانشان را عیادت کنید، به چه ملاکی است؟ آیا اینها به ملاک حفظ وحدت است و برای این است که اتّحاد و وحدت حفظ بشود یا برای جلب محبّت و دوستی است که اگر برای جلب محبّت و دوستی باشد، لازم نیست کسی که می تواند در خانه خودش نماز بخواند، به مسجد برود و نمازش را در مسجد بخواند. البته اگر در مسجد است، بیرون نرود؛ چون خلاف محبّت و مودّت است، اما اگر می تواند در خانه اش نماز بخواند و به فرموده مرحوم شیخ، مندوحه دارد، آیا در اینجا هم، چون می خواهیم جمعیّت مسلمانان را زیاد نشان بدهیم، روایت شاملش می‌شود؟ اما این که تقیّه از باب ترس باشد، می شود تقیّه مداراتی؛ یعنی ترس از این که در ازمنه طولانی به ما ضرری وارد بشود یا این که در ازمنه طولانی به اسلام ضرری بخورد. اگر این وجوه باشد -که معلوم نیست ملاک چیست - نمی توانیم از این روایات، به سایر جاها تعدّی کنیم. این روایات اختصاص به مورد خودش دارد، به مورد نص دارد، کما این که شیخ اعظم (قدّس سرّه) در رسالة التّقیّۀ در باب تقیّه مداراتی می فرماید: «یقتصر فیها علی مورد النّصّ»، آنجاهایی که روایت دارد، اقتصار بر تقیّه مداراتی می کنیم، اما در سایر جاها نمی توانیم قائل به آن بشویم.

پس لقائلٍ أن یقول که در چنین جاهایی ملاک دست ما نیست، ولو سیّدنا الاستاذ می فرماید در کل زمان غیبت، اینها از باب ترس و خوفشان برای نماز می رفتند. پس نماز تقیّه از باب خوف است، لکن این مطلب، عهده اش بر خود ایشان است که شرکت مسلمین در نماز به چه جهتی بوده است؟ می ترسیدند و شرکت می کرده اند یا جهت دیگری مثل جلب محبّت یا برای جلوگیری از ضرر به اسلام شرکت می کرده‌اند یا برای تکثیر جمعیّت مسلمین شرکت می کرده اند؟ این معلوم نیست، ولو ایشان می فرماید از باب خوف شرکت می کرد اند. بنابر این، در روایات تقیّه هم این مناقشه و اشکال وجود دارد.

«عدم شمول حدیث لا تعاد بر انسان عامد»

سپس در حدیث لاتعاد، جهت دیگری از بحث وجود دارد که برخی فرموده اند حدیث لاتعاد شامل عامد نمی شود؛ کسی که عمداً، ولو از راه جهل، چه جهل عن قصورٍ، چه جهل عن تقصیرٍ، حدیث لاتعاد شامل نمی شود؛ برای این که یک روایت در باب ارکان صلات هست که بین عامد و غیر عامد فرق گذاشته و مرحوم نائینی و بعض دیگر به آن روایت استدلال کرده اند که شامل عامد نمی شود. مضمون روایت این است که تکبیر و رکوع و سجود، صلاتند و قرائت سنّت است و کسی که قرائت را فراموش کند، صلاتش صحیح است. ولی اگر عمداً نیاورد، شامل او نمی شود. پس معلوم می شود سنّت با فراموشی موجب بطلان است، مثل قرائت، اما اگر فراموشی نباشد، بلکه جهل باشد، ولو جهل عن قصورٍ باشد و او عمداً نمی آورد، نمی توانیم بگوییم این حدیث دلالت بر صحّتش می کند. یا جاهل مقصر عمداً نمی آورد.

البته تقریب بهترش این است که صلات عبارت است از رکوع و سجود و قرائت که سنّت است و با فراموشی باطل می شود، اما با عمد، باطل نمی شود. لذا در تمام سنّت ها؛ یعنی در همه آن سنّت ها با عمد، موجب بطلان نمی شود. اگر فراموش کند، باطل می شود و شامل صورت عمد نمی گردد.

لکن جواب این حرف این است که عمد علی ما یستفاد من الکتاب و السّنّة، عبارت است از قصد فعل و قصد عنوان فعل. وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها،[5] اگر یک نفر این را به عنوان کافر حربی کشت، قصد قتل، ثمّ انکشف که این مؤمن بوده است، این قتلَ مّؤمناً متعمِّداً صدق نمی کند. قصد مع التّعمد در صورتی است که او عنوان را هم بداند؛ یعنی قصد کشتن داشته باشد و این عنوانی را که می خواهند واسطه قرار بدهند و قتل را متوجه به او بکنند، را هم بداند و این می شود عمد. در وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً عمد به این معنا است. بنابر این، وقتی آن شد عمد، در باب قرائت که گفت قرائت عن نسیانٍ موجب صحّت است و قرائت عن عمدٍ موجب صحّت نیست، این قرائت عن عمدٍ مربوط به غیر جاهل است، مربوط به عالم عامد است؛ یعنی حکم و موضوع را می داند، اما در عین حال نمی آورد. می داند که سوره جزء نماز است، اما در عین حال نمی آورد. این متعمّد است، اما اگر نمی داند که سوره جزء نماز است و جهل مرکّب دارد و سوره را نمی آورد، عمد صدق نمی کند و حدیث لاتعاد شامل او هم می شود.

«وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا مُحَمِّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرین»

------------

[1]. وسائل الشیعة 8: 299، کتاب الصلاة، ابواب صلاة الجماعة، باب 5، حدیث 1.

[2]. وسائل الشیعة 8: 300، کتاب الصلاة، ابواب صلاة الجماعة، باب 5، حدیث 4.

[3]. بقره (2): 83.

[4]. وسائل الشیعة 16: 214، کتاب الامر و النهی، ابواب الامر و النهی، باب 25، حدیث 2.

[5]. مائدة (5): 93.

درس بعدیدرس قبلی









  • کانال رسمي دفتر حضرت آيت الله العظمي صانعي در تلگرام
  • منتخب ادعيه و اعمال ماه مبارك رمضان / به ضميمه استفتائات ويژه ماه مبارك رمضان
  • پاسخگویی به مساائل حج و سوالات شرعی





ویژگی‌های مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی(رحمة الله عليه) در نگاه حضرت آيت الله صانعي (مدظله العالي)
سالیان طولانی باید بگذرد تا از یاران امام یکی مثل آیت الله هاشمی پیدا شود ...

گفتاری از حضرت آیت الله العظمی صانعی (مدظله العالی) به مناسبت شهادت رئیس مذهب جعفری حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)
امروزه معجزه اسلام ، طرفداری از حقوق بشر است و اگر این معجزه خوب بیان شود، دنیا به طرف اسلام گرایش پیدا می‌کند. ...