Loading...
پنج شنبه 3 اسفند 1396 - الخميس 6 جمادى الثاني 1439
error_text
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: خارج فقه
صفحه اول  خارج فقه > کتاب الصّلاة - الخلل > اندازه قلم
۱  ۲  ۳ 
بارگزاری مجدد   
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: عدم شمول حدیث لا تعاد بر عالم عامد
܀ تازه های دروس خارج فقه ܀

» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 37: دیدگاه بعضی از فقهاء در معقول نبودن جعل مبطلیت زیاده از طرف شارع
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 36: دیدگاه مرحوم محقق همدانی (قدس سره) در عدم شمول حدیث لا تعاد بر جهل به حکم
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 35: دیدگاه مرحوم حائری یزدی (قدس سره) در اختصاص حدیث لا تعاد به نیسان و سهو در موضوع
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 34: اشکال و شبهه به استدلال از حدیث رفع و حدیث لا تعاد در خلل صلات
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 33: استدلال به روایات مرغبه به حضور در نماز جماعت عامه
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 32: دیدگاه امام خمینی (سلام الله علیه) در باره حلیت و حرمت
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 31: اشکال و شبهه به استدلال روایت تقیه در عدم اعاده صلات و پاسخ آن
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 30: صحت نماز با زیاده و نقیصه با عنوان رفع ما اضطروا الیه
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 29: شمول حدیث لا تعاد بر جاهل قاصر و عدم شمول حدیث لا تعاد بر جاهل مقصر
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 28: استدلال فقهاء بر وجود دلیل در مانعیت از صحت نماز در اجزاء و شرایط نماز
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 27: دلایل صحت یا عدم صحت نماز جاهل قاصر
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 26: عدم شمول حدیث لا تعاد بر عالم عامد
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 25: جهات بحث در قاعده لا تعاد
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 24: پاسخ به اشکال وارده به حدیث لا تعاد
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 23: استدلال به موثقه ی عمار بر رکنیت قیام در حال تکبیرة الاحرام
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 22: استدلال به روایات در رکنیت قیام
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 21: استدلال به روایات در رکنیت قیام در قرآن و پاسخ آن از طرف استاد
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 20: اشکال امام خمینی (قدس سره) به استدلال بعضی از فقهاء به روایت مصدق بن صدقه
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 19: استدلال به روایت در مقوم ماهیت بودن شرایط در رکوع
» کتاب الصّلاة - الخلل > درس 18: استدلال به روایات در عدم دلالت روایات بر معتبر شرعی بودن رکوع و سجود در احادیثی مثل لاتعاد

عدم شمول حدیث لا تعاد بر عالم عامد
درس خارج فقه
کتاب الصّلاة - الخلل
درس 26
تاریخ: 1396/10/25

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم اللّه الرحمن الرحیم

«عدم شمول حدیث لا تعاد بر عالم عامد»

یکی از جهات بحث در حدیث لاتعاد این است که لاتعاد، شامل عمد علم نمی شود. اگر کسی عامد و عالم به این است که سوره جزء نماز است، ولی عین حال ترکش می کند، لاتعاد شامل او نمی شود؛ چون این با جزئیّت منافات دارد. شارع که آن را جزء قرار داده، نمی شود همان شارعی که جزئش قرار داده، بگوید اگر نیاوری تقع الصّلاة صحیحة؛ مضافاً به این که اجماع هم بر بطلان صورت علم و عمد قائم است. کما این که در صورت نسیان هم مسلّماً حدیث لاتعاد شاملش می شود. مثلاً اگر کسی یادش رفت که سوره را بیاورد یا یادش رفت که سوره جزء نماز است و لذا نیاورد، این قدر متیقّن از حدیث لاتعاد است و شاملش می شود، کما این که حدیث رفع هم دلالت بر صحّتش می کند.

«عدم شمول حدیث لا تعاد بر جاهل مقصّر»

و انّما الکلام و الاشکال در صورت جهل است؛ جهل عن قصورٍ یا جهل عن تقصیرٍ که با تردید و شک باشد، مثلاً نمی داند سوره جزء نماز است یا نیست، در اینجا جهل عن تقصیرٍ است و حدیث لاتعاد شامل آن نمی شود؛ چون باید احتیاط کند و عقل حکم به احتیاط می کند و باید سوره را بیاورد و نمی شود شارع در اینجا حکم کند به این که اگر سوره را نیاوردی یکون صحیحاً. این خلاف حکم عقل به احتیاط است و اما اگر خطا کرد و به خیال خودش سوره در رکعت اوّل و دوّم جزء نیست و تسبیحات اربعه جزء است یا در ذکر رکوع و ذکر سجود، خطا و اشتباه کرد و تسبیحات را خواند، آیا در خطای او هم حدیث لاتعاد می آید یا خیر؟ یا این اگر که جهل عن قصورٍ یا جهل عن تقصیرٍ، به جهل مرکّب داشت، آیا حدیث لاتعاد شامل او می شود یا شامل نمی شود؟

«شمول حدیث لا تعاد بر جاهل قاصر»

ظاهر این است که هر دو قسم را شامل می شود؛ چه جهل مرکّب عن قصورٍ باشد، چه جهل مرکّب عن تقصیرٍ باشد. اللّهمّ الا أن یقال که در جهل مرکّب عن تقصیرٍ، حدیث از آن انصراف دارد؛ برای این که این شخص نرفته یاد بگیرد و تقصیر در یاد گرفتن دارد و قانون گذار و شارع از قانون شکن حمایت نمی کند، اما شامل جهل مرکّب عن قصورٍ می شود و حدیث لاتعاد می گوید عملش درست است، کما این که حدیث رفع هم دلالت می کند بر این که عملش درست است.

«عدم شمول حدیث لا تعاد بر مانعیت»

انّما الکلام در مانع است. اگر مانعی را فراموش کرد و نیاورد، چیزی را که مانع بود، نیاورد. مثل این که شارع از نجاست در ثوب منع کرده بود و گفته بود نجاست در ثوب مانع است یا گفته بود صلات در غیر مأکول اللّحم مانع است، یا گفته بود قهقهه قاطع است، اگر کسی مانع و قاطع یادش رفت، آیا اینجا هم حدیث رفع شامل می شود یا شامل نمی شود؟

لقائلٍ أن یقول که حدیث رفع شامل نمی شود؛ چون مانعیّت و قاطعیّت قابل جعل نیستند، بلکه اینها امور وضعیّه اند و امور وضعیّه قابل وضع استقلالی نیستند و نمی توانیم بگوییم شارع یک چیزی را مانع قرار می دهد یا یک چیزی را سبب قرار می دهد. مانعیّت، سببیّت، قاطعیّت، صحّت، بطلان، جزئیّت و شرطیّت قابل جعل نیستند. پس فراموشی درباره آنها هم معنا پیدا نمی کند.

«دیدگاه امام خمینی (قدس سره) در باره‌ی مانعیت»

البته ممکن است به شرطیّة العدم برگردد. بگوییم وقتی یک چیزی را قاطع قرار داد، یعنی عدم آن را شرط کرد یا اگر مانع قرار داد، یعنی عدم آن را شرط کرده است. مانعیّت و شرطیّت را به شرطیّة العدم برگردانیم، لکن این تمام نیست و نمی توانیم به شرطیّة العدم برگردانیم؛ چون عدم، یک مفهوم ذهنی دارد که نمی شود شرط باشد. چیزی که در ذهن است و محمول به حمل اوّلی ذاتی است، شرط قرار داده نمی‌شود. اگر بگویید عدم خارجی، عدم به حمل شایع صناعی است که شرط قرار داده می شود، آن عدم به حمل شایع صناعی هم باید اضافه بشود. عدم وجود، عدم قهقهه، عدم نجاست ثوب، باید اضافه ای پیدا کند به آن وجود و اگر آن اضافه به آن وجود را بخواهد پیدا کند، برمی‌گردد به شرطیّت همان وجود. بنابراین، نمی تواند آن را هم مانع قرار بدهد. این اجمالی از فرمایشات سیّدنا الاستاد (رضوان الله تعالی علیه) است.

«ردّ دیدگاه امام خمینی (قدس سره) ار طرف استاد»

لکن این با مبنای ایشان نمی سازد؛ چون درست است که عدم تکوینی عدم است، لا شیء است و اصلاً تحققی ندارد، نمی شود عدم الشّیء مؤثر باشد؛ زیرا عدم، عدم است و نمی تواند مؤثر در صحّت یا فساد باشد. می‌‌گوییم درست است این عدم تکوینی نمی تواند مؤثر در صحت یا فساد باشد، لکن بحث ما در عدم اعتباری است. شارع می تواند عدمی را مؤثر قرار بدهد؛ چون باب، باب اعتبارات است، مثل آن چیزی که سیّدنا الاستاذ در جمع بین ضدّین و جمع بین مثلین دارد و می فرماید جمع بین ضدّین و جمع بین مثلین مانعی ندارد؛ برای این‌که اینها دو امر وجودی حقیقی نیستند. ضدّین؛ یعنی دو امر وجودی تکوینی و دو امر وجود تکوینی و حقیقی، با هم قابل جمع نیستند، برمی گردد به وجود و عدم؛ چون جمع بین ضدّین به جمع بین وجود و عدم برمی گردد، اما در اعتباریّات، این ضدّ اعتبار می شود و اعتبار می شود آن ضدّ. دو امر اعتباری هستند و ایشان می فرماید در اعتباریات، جمع بین ضدّین مانعی ندارد، اعتبار است، نه حقیقت، مانعی ندارد که هم این ضدّ اعتبار بشود و هم ضدّ دیگر. هم این مثل اعتبار بشود و هم مثل دیگر. این با مبنای خود ایشان در باب اعتباریّات سازگار نیست؛ چون ایشان باب اعتبار را غیر باب تکوین می داند. بنابر این، این که شما بفرمایید عدم یک وجود ذهنی و مفهوم به حمل اوّلی دارد و نمی شود شرط باشد، یک حمل شایع دارد و آن هم باید به یک شیء اضافه بشود و آن هم نمی شود، می گوییم عدم تکوینی نمی تواند مؤثر باشد و عدم تکوینی، شئی نیست و لاشیء است، اما اگر عدم یک شیء را اعتبار می کند شرطاً یا اعتبار می کند سبباً یا اعتبار می کند مانعاً، باب، باب اعتبار است، باب قرارداد است. هر طور قرار داده اند، قرار داده می شود، ولو هر دو ضدّ را قرار بدهند.
«وَ صَلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا مُحَمِّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرین»

درس بعدیدرس قبلی



  • کانال رسمي دفتر حضرت آيت الله العظمي صانعي در تلگرام
  • پاسخگویی به مساائل حج و سوالات شرعی





ویژگی‌های مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی(رحمة الله عليه) در نگاه حضرت آيت الله صانعي (مدظله العالي)
سالیان طولانی باید بگذرد تا از یاران امام یکی مثل آیت الله هاشمی پیدا شود ...

گفتاری از حضرت آیت الله العظمی صانعی (مدظله العالی) به مناسبت شهادت رئیس مذهب جعفری حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)
امروزه معجزه اسلام ، طرفداری از حقوق بشر است و اگر این معجزه خوب بیان شود، دنیا به طرف اسلام گرایش پیدا می‌کند. ...