Loading...
error_text
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: کتابخانه فارسی
اندازه قلم
۱  ۲  ۳ 
بارگزاری مجدد   
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: ملحقات

ملحقات

دعای سفر

دین اسلام تمامی نیازهای بشر را که لازمة به سعادت رسیدن اوست برایش به ارمغان آورده است و برای تمامی مراحل زندگی‌اش برنامه دارد. نه‌تنها واجبات و محرمات را برای انسان بیان کرده بلکه مستحبات و مکروهات را نیز تشریح نموده، تا راه رسیدن به کمال و سعادت هموار شود؛ مثلاً در باب آداب سفر، مسافر، مسافرت را با صدقه آغاز کند و وقتی آماده سفر شد غسل كند. پس از آن، دو ركعت نماز بگزارد و از خدا خیر را درخواست نماید و آیـة‌الكرسى بخواند و حمد و ثناى الهى به‌جا آورد و صلوات بر حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) و آل او(علیهم السلام) بفرستد.
سپس این دعا را بخواند:

اَللّهُمَّ اِنّي اَسْتَوْدِعُكَ الْيَوْمَ نَفْسِى وَ اَهْلي وَ مالي وَ وُلْدي وَ مَنْ كانَ مِنّي بِسَبيلٍ الشّاهِدَ

بار خدایا به تو سپردم امروز خودم و خاندانم وداراییم وفرزندانم و هر کسی با من راهی دارد چه حاضر است

مِنْهُمْ وَالْغآئِبَ، اَللّهُمَّ احْفَظْنا بِحِفْظِ الإِيمانِ وَاحْفَظْ عَلَيْنا، اَللّهُمَّ اجْعَلْنا فى رَحْمَتِكَ وَلا

از آنها و چه غایب بارالها ما را نگهدار به نگهداری ایمان و حفظ کن بر ما بار خدایا قرار ده ما را در رحمتت و مگیر

تَسْلُبْنا فَضْلَكَ اِنّا اِلَيْكَ راغِبُونَ، اَللّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثآءِ السَّفَرِ وَ كابَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ

فضلت را از ما زیرا که ما به سوی تو مشتاقیم بارخدایا ما به تو پناه می‌بریم از سختی سفر و نومید برگشتن و دیدار بدی

الْمَنْظَرِ فِي الأَهْلِ وَالْمالِ وَالْوَلَدِ فِي الدُّنْيا وَالآخِرَةِ، اَللّهُمَّ اِنّي اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ هذَا التَّوَجُّهَ طَلَباً

در اهل و مال و فرزند در دنیا و آخرت بار خدایا من رو می‌کنم به درگاه تو در این توجه که جویای

لِمَرْضاتِكَ وَ تَقَرُّباً اِلَيْكَ،[اَللّهُمَّ] فَبَلِّغْني ما اُؤَمِّلُهُ وَ اَرْجُوهُ فيكَ وَفي اَوْلِيآئِكَ، يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
رضای توام و نزدیک شوم به سوی تو پس برسان مرا بدانچه آرزو دارم و امید دارم از تو و اولیانت ای مهربان‌ترین مهربان.
مسافر پس از این دعا تسبیحات حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را بخواند و سوره حمد را از پیش رو و از جانب راست و از جانب چپ بخواند، همچنین آیـة الكرسى را از سه جانب بخواند و بگوید:
اَللّهُمَّ اِلَيْكَ وَجَّهْتُ وَجْهى وَ عَلَيْكَ خَلَّفْتُ اَهْلى وَ مالى وَ ما خَوَّلْتَنى، وَ قَدْ وَثِقْتُ بِكَ فَلا

بارخدایا به درگاه تو روی آوردم و بر عهده‌ی تو گذاشتم خاندان و دارییم را و آنچه به من دادی من به تو وثوق دارم مرا نومید مساز

تُخَيِّبْنى يا مَنْ لا يُخَيِّبُ مَنْ اَرادَهُ، وَلا يُضَيِّعُ مَنْ حَفِظَهُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآله،

ای که نومید نشود هر که او را قصد کند و گم نشود هر که او را حفظش کند بار خدایا رحمت فرست بر محمد و آل محمد

وَاحْفَظْنى فيما غِبْتُ عَنْهُ، وَلا تَكِلْنى اِلى نَفْسى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
و حفظ کن مرا در آنچه از آن غایبم و مرا به خودم وامگذار ای مهربان‌ترین مهربانان.
سپس مسافر سوره توحید را یازده مرتبه و سوره اِنّا اَنْزَلْناهُ و آیـة الكرسى و سوره ناس و سوره فلق را بخواند. نیز صدقه بدهد و سفر را آغاز کند.

احکام نماز ميت

نماز خواندن بر میت مسلمان، اگرچه بچه باشد واجب است، ولی باید پدر و مادر کودک یا یکی از آنان، مسلمان باشد و شش سال بچه تمام شده باشد.
نماز ميت
نماز ميت پنج تكبير (الله اکبر) دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير را به اين ترتيب بگويد كافي است: پس از نيت و گفتن تكبير (الله اکبر) اوّل بگويد:

أشْهَدُ أنْ لا إِلهَ إلاَّ اللهُ وَ اَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله
گواهم که معبود حقی جز خدا نیست و گواهم که محمد رسول خداست.
پس از تكبير دوم بگويد:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
خدایا بر محمد و آل محمد رحمت فرست.
پس از تكبير سوم بگويد:

اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ
خدایا مؤمنین و مؤمنات را بیامرز.
پس از تكبير چهارم، اگر ميّت مرد است بگويد:

اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِهذا الْمَيِّتِ
خدایا این مرده را بیامرز.
اگر زن است بگويد:

اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَيِّتِ
خدایا این مرده را بیامرز.
سپس تكبير پنجم را بگويد. بهتر است بعد از تكبير (الله اکبر) اوّل بگويد:

أشْهَدُ أنْ لا إِلهَ إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ

گواهم که معبود حقی جز خدا نیست، یگانه است و شریک ندارد و گواهم که محمد بنده و رسول او است.

أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشيراً وَنَذِيراً بَيْنَ يَدَي السَّاعَةِ
او را به درستی مژده‌بخش و بیم‌ده پیش از قیامت فرستاده.
پس از تكبير دوم بگويد:

اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَبَارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ

خدایا رحمت بر محمد و آل محمد و برکت ده بر محمد و آل محمد رحم کن بر محمد و آل

مُحَمَّد كَأفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ وَبَارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلى إبْرَاهِيمَ وآلِ إِبْرَاهِيم إنَّك حَمِيدٌ مَجِيدٌ

محمد مانند بهترین صلوات و برکت و ترحمی که بر ابراهیم و آل ابراهیم کردی زیرا تو ستوده و بزرگواری

وَصَلِّ عَلى جَمِيعِ الأَنْبِيَاءِ والْمُرْسليِنَ.
و رحمت فرست بر همه‌ی پیغمبران و رسولان.
پس از تكبير سوم بگويد:

اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَالْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ الأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَالأَمْوَاتِ تَابِع بَيْنَنَا

خدایا بیامرز مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و المسلمات را از زنده و مرده‌ی آنها و پیوست کن میان ما

وَبَيْنَهُمْ بِالْخَيْرَاتِ إِنَّكَ مُجِيبُ الدَّعَوَاتِ إِنَّكَ عَلى كُلَّ شَيْء قَدِير
وآنها به خیرات زیرا تو اجبات کن دعاهائی و تو بر هر چیز توانائی.
پس از تكبير چهارم، اگر ميت مرد است بگويد:

اَلّلهُمَّ إِنَّ هَذَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَابْنُ أمَتِكَ نَزَلَ بِكَ وأَنْتَ خَيْرُ مَنْزُول بِه

خدایا به راستی این بنده‌ی تو زاده‌ی بنده‌ی تو و زاده‌ی کنیز توست نزد تو آمده و تو بهترین میزبانی

اَلّلهُمَّ إنَّا لاَ نَعْلَمُ مِنْهُ إلاَّ خَيْراً وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِه مِنَّا اَلّلهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ في إِحْسَانِه وَإنْ كَانَ

خدایا ما جز خوبی از او نمی‌دانیم و تو داناتری بدو از ما خدایا اگر خوش رفتار است بیفزا در احسان او و اگر

مُسِيئاً فَتَجَاوَزْ عَنْه وَاغْفِرْ لَهُ. اَلّلهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَكَ في أعْلي عِلِّيِّينَ وَاخْلُفْ عَلي أهْلِهِ في الغَابِرِينَ

بدرفتار است بگذر از او و بیامرز او را خدایا قرارش ده نزد خودت در اعلا علّیّین و خلف او باش بر خاندانش در آینده

وَارْحَمْهُ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.
و رحم کن به او به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
سپس تكبير پنجم را بگويد.

اگر ميت زن است، پس از تكبير چهارم بگويد:

اَلّلهُمَّ إِنَّ هَذِه أمَتُكَ وَابْنَةُ عَبْدِكَ وَابْـنَتُ أمَتِكَ نَزَلَتْ بِكَ وأَنْتَ خَيْرُ مَنْزُول بِه

خدایا به راستی این کنیز توست و دختر بنده‌ی توست و زاده‌ی کنیزت و مهمان تو شد و تو بهترین میزبانی

اَلّلهُمَّ إنَّا لاَ نَعْلَمُ مِنْهَا إلاَّ خَيْراً وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِهَا مِنَّا، اَللّهُمَّ إِنْ كَانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ في إِحْسَانِهَا

خدایا ما نمی‌دانیم از او جز خوبی و تو داناتری به او از ما خدایا اگر خوش رفتار است به احسانش بیفزا

وَإنْ كَانَت مُسِيئةً فَتَجَاوَزْ عَنْهَا وَاغْفِرْ لَهَا اَلّلهُمَّ اجْعَلْهَا عِنْدَكَ في أعْلي عِلِّيِّينَ وَاخْلُفْ عَلي أهْلِهَا
و اگر بدرفتار است بگذر از او و بیامرز برای او خدایا قرارش ده نزد خود در اعلا علّیّین و جانشین او باش بر خاندانش

في الغَابِرِينَ وَارْحَمْهَا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.
در آینده و رحمتش کن به رحمت خود ای مهربانترین مهربانان عالم.
بايد تكبيرها و دعاها را طوري پشت سر هم بخواند، كه نماز از ترتیب و پشت سر هم بودن خارج نشود.
كسي كه نماز ميت را به جماعت مي‎خواند، بايد تكبيرها و دعاهاي آن را هم بخواند.

تلقین میت

یکی از اعمال مستحبی که در باب احکام اموات بیان شده، تلقین میت است. هنگامی که میت را در لحد گذاشتند، گره‌های کفن را باز می‌کنند و صورت میت را روی خاک می‌گذارند و بالشی از خاک زیر سر او قرار می‌دهند، سپس دست راست را به شانه راست میت می‌زنند و دست چپ را به شانه چپ میت می‌زنند، بعد دهان را نزدیک گوش میت می‌برند و سه مرتبه می‌گویند:
اِسْمَعْ، اِفْهَمْ يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ
بشنو، بفهم اى فلان بن فلان
نام او و پدرش گفته می‌شود.

پس از آن می‌گویند:

هَلْ اَنْتَ عَلَى الْعَهْدِ الَّذى فارَقْتَنا عَلَيْهِ مِنْ شَهادَةِ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ،

آيا بر آن پيمانى كه از ما بر پايه‏ آن جدا شدى مى‏باشى، از گواهى بر اينكه معبودى جز خدا نيست، يگانه و بى‏شريك است،

وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، عَبْدُهُ وَ رسُولُهُ، وَ سَيِّدُ النَبِّييّنَ، وَ خاتَمُ الْمُرْسَلينَ،

و اينكه محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) بنده و فرستاده اوست، و سرور پيامبران و خاتم رسولان است،

وَ اَنَّ عَلِيّاً اَميرُ الْمُؤْمِنينَ، وَ سَيّدُ الْوَصِيّينَ، وَ اِمامٌ افْتَرَضَ اللّهُ طاعَتَهُ عَلَى الْعالَمينَ، وَ اَنَّ الْحَسَنَ
و اينكه علىّ امير مؤمنان است و آقاى جانشينان، و امامى كه خدا اطاعتش را بر جهانيان واجب كرده، و اينكه حسن

وَالْحُسَيْنَ، وَ عَلِىَّ بْنَ الْحُسَيْنِ، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي، وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، وَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ،

و حسين، و على بن الحسين، و محمّد بن على، و جعفر بن محمّد، و موسی بن جعفر،

وَ عَلِىَّ بْنَ مُوسى، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي، وَ عَلِىَّ بْنَ مُحَمَّدٍ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ، وَالقآئِمَ

و على بن موسى و محمّد بن على، و على بن محمّد، و حسن بن على، و قائم

الْحُجَّةَ الْمَهْدِىَّ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اَئِمَّةُ الْمُؤْمِنينَ، وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ اَجْمَعينَ،

حجت مهدى(درودهاى خدا بر ايشان) امامان مؤمنان، و حجّتهاى خدا بر همه آفريدگانند،

وَ اَئِمَّتُكَ اَئِمَّةُ هُدَىً اَبْرارٌ، يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ، اِذا اَتاكَ الْمَلَكانُ الْمُقَرَّبانِ، رَسُولَيْنِ مِنْ عِنْدِاللَّهِ

و امامانت امامان هدايت و نيكانند. اى فلان بن فلان، هنگامى كه دو فرشته مقرّب، و دو فرستاده خداى

تَبارَكَ وَ تعالى، وَ سَئَلاكَ عَنْ رَبِّكَ، وَ عَنْ نَبِيِّكَ، وَ عَنْ دينِكَ، وَ عَنْ كِتابِكَ، وَ عَنْ قِبْلَتِكَ،

تبارك و تعالى‏ نزد تو آيند، از پروردگارت و پيامبرت و دينت و كتابت و قبله‏ات

وَ عَنْ اَئِمَّتِكَ، فَلا تَخَفْ وَ قُلْ فى جَوابِهِما: اللّهُ جَلَّ جَلالُهُ رَبّى، وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ

و امامانت از تو سؤال كنند نترس، و در جواب آنها بگو: خدا جلّ جلاله پروردگارم و محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)

نَبِيّى، وَالاِْسْلامُ دينى، وَ الْقُرْآنُ كِتابى، وَالْكَعْبَهُ قِبْلَتى، وَ اَميرُالْمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ اَبيطالِبٍ اِمامى،

پيامبرم و اسلام دينم و قرآن كتابم و كعبه قبله‏ام و امير مؤمنان‏ على بن ابيطالب امامم،

وَالْحَسَنُ بْنُ عَلِي‌الْمُجْتَبى اِمامى، وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِي الشَّهيدُ بِكَرْبَلاءَ اِمامى، وَ عَلِىٌّ زَيْنُ‌الْعابِدينَ

و حسن بن على مجتبى امامم، و حسين بن على شهيد در كربلا امامم، و على زين العابدين

اِمامى، وَ مُحَمَّدٌ باقِرُ عِلْمِ النَّبِيّينَ اِمامى، وَ جَعْفَرٌ الصّادِقُ اِمامى، وَ مُوسَى الْكاظِمُ اِمامى،

امامم، و محمّد شكافننده دانش پيامبران امامم، و جعفر صادق‏ امامم، و موسى كاظم امامم،

وَ عَلِىٌّ الرِّضا اِمامى، وَ مُحَمَّدٌ الْجَوادُ اِمامى، وَ عَلِىٌّ الْهادى اِمامى، وَ الْحَسَنُ الْعَسْكَرىُّ اِمامى،

و علىّ الرضا امامم، و محمد جواد امامم، و على هادى‏ امامم، و حسن عسگرى امامم،

وَالْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ اِمامى، هؤُلاءِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ اَئِمَّتى، وَ سادَتى وَقادَتى وَ شُفَعآئى،

و حجّت منتظر امامم مى‏باشند. اينان كه درودهاى خدا بر همگى آنان باد امامان من و آقايانم و پيشروانم و شفيعان من هستند.
بِهِمْ اَتَوَلّى، وَ مِنْ اَعْدآئِهِمْ اَتَبَرَّءُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ، ثُمَّ اعْلَمْ يا فُلانَ بْنَ فُلانٍ، اَنَّ اللَّهَ تَبارَكَ

با آنان دوستى مى‏كنم و از دشمنانشان در دنيا و آخرت بيزارى مى‏جويم، سپس بدان اى فلان به‌درستى كه خداى تبارك

وَتَعالى نِعْمَ‌الرَّبُّ، وَاَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى‌اللَّه عَلَيْهِ وَآلِهِ نِعْمَ‌الرَّسُولُ،وَاَنَّ اَميرَالْمُؤْمِنينَ عَلِىَّ‌بْنَ اَبى‌طالِبٍ،

وتعالى نيكو پروردگارى است، و محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) نيكو رسولى است، و امير مؤمنان على بن ابطالب،

وَ اَوْلادَهُ الاْئِمَّةَ الأَحَدَ عَشَـرَ نِعْمَ الأَئِمَّةُ، وَ اَنَّ ما جآءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَقٌّ،

و فرزندانش يازده‏ امام نيكو امامانى هستند، و آنچه را محمّد(درود خدا بر او و خاندانش)آورده حق است،

وَاَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَسُؤالَ مُنْكَرٍ وَنَكيرٍ فِى‌الْقَبْرِ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَالنُّشُورَ حَقٌّ، وَالصِّراطَ حَقٌّ،
و مرگ حق‏ است، و سؤال نكير و منكر در قبر حق است، و رستاخیز و نشر حق، وصراط حق است،

وَالْميزانَ حَقٌّ، وَ تَطائُرَ الْكُتُبِ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ النّارَ حَقٌّ، وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لارَيْبَ فيها،

و ترازوی اعمال‏ و پراكنى نامه اعمال حق است، و بهشت و دوزخ حق است. و قيامت آمدنى است، شكّى در آن نيست،

وَ اَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ.
و خدا هركه را در گورها برانگيزد.
آنگاه می‌گويند :

اَفَهِمْتَ يا فُلانُ؟
آيا فهميدى اى فلان؟
در حديث آمده: ميّت در جواب مى‏گويد: آرى فهميدم، سپس می‌گويند:

ثَبَّتَكَ اللّهُ بِالْقَوْلِ الثّابِتِ هَداكَ اللّهُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ، عَرَّفَ اللّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَوْلِيائِكَ

خدا بر گفتار ثابت، ثابت‏ قدمت بدارد، به راه استوار هدايتت‏ كند، بين تو و اوليائش

فى مُسْتَقرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ
در قرارگاهى از رحمتش آشنايى برقرار كند.
سپس می‌گویند:

اَللّهُمَّ جافِ الأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَاصْعَدْ بِرُوحِهِ اِلَيْكَ وَلَقِّهِ مِنْكَ بُرْهاناً اَللّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ
خدايا زمين را از دوپهلويش خالى‌گذار، و روانش را به‌سويت بالا ببر، واز جانب خود حجّت راتلقين اوفرما، خدايا ببخش ودرگذر
مستحب است زمانی که از دفن میت فارغ شدند و مردم رفتند، ولیِّ میت یا کسی که از طرف ولیّ میت اجازه دارد، دو کف دستش را روی قبر بگذارد و دهانش را نزدیک قبر ببرد و دوباره تلقین را بخواند.

نماز آيات

نماز آيات به واسطه چهار چيز واجب مى‌شود :
1. گرفتن خورشيد؛
2. گرفتن ماه، اگرچه مقدار كمى از آنها گرفته شود و كسى از آن نترسد؛
3. زلزله، اگرچه كسى نترسد؛
4. رعد و برق و بادهاى سياه و سرخ و مانند اينها، در صورتى كه بيشتر مردم بترسند، نيز بنابر احتياط واجب، بايد براى حوادث وحشتناك زمينى مانند شكافتن و فرو رفتن زمين در صورتى كه بيشتر مردم بترسند، نماز آيات بخوانند.
دستور نماز آيات
نماز آيات، دو ركعت است و هر ركعت، پنج ركوع دارد و دستور آن چنين است:
پس از نيّت نماز آیات، تكبير بگويد ويك حمد و يك سوره تمام بخواند و به ركوع رود.
سر از ركوع بردارد، دوباره يك حمد و يك سوره بخواند و به ركوع رود. تا پنج مرتبه.
بعد از بلند شدن از ركوع پنجم، دو سجده نمايد و برخيزد.
ركعت دوم را هم مثل ركعت اول به‌جا آورد. تنها تفاوت آن با رکعت اول خواندن قنوت پیش از رکوع پنجم است و پس از رکوع پنجم، دو سجده و تشهّد بخواند و سلام دهد.
همچنين مى‌تواند پس از نیّت و تكبيرةالاحرام، يك حمد بخواند و بعد يك سوره را پنج قسمت نمايد و پیش از هر ركوع، يك قسمت از آن را بخواند. مثلاً:
بعد از خواندن حمد، نيّت سوره توحيد را بكند و «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ» بخواند و به ركوع برود.
سر بردارد و بگويد: «قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ» و به ركوع برود.
سپس سر از رکوع بردارد و بگويد: «اَللهُ الصَّمَدُ» و ركوع را تكرار نمايد.
پس از سر برداشتن از رکوع، بگويد: «لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ» و به ركوع برود.
بعد از سر برداشتن از رکوع، بگويد: «وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا اَحَدٌ» و به ركوع برود.
دو سجده را به‌جا آورده، سپس برخیزد و ركعت دوم را مانند ركعت اوّل به‌جا آورد. البته در رکعت دوم پیش از رکوع پنجم قنوت خوانده می‌شود.
سپس دو سجده و بعد از آن تشهد و سلام می‌دهد.
نماز آیات را می‌توان به جماعت خواند.

زیارت امین الله

جابر از امام محمد باقر(علیه السلام) نقل می‌کند: پدرم علی بن الحسین8 بعد از شهادت پدرش، به خاطر ناخشنودی که از مردم پیدا کرد، چندسالی را دور از مردم زندگی نمود. اگرچه هرچند مدت به قصد زیارت پدر و جدش
به سوی عراق حرکت می‌کرد. روزی به‌قصد زیارت امیرمؤمنان(علیه السلام)
حرکت کرد، من نیز همراه او بودم و هیچ جنبنده‌ای غیر از دو شتر [که بر آنها سوار بودیم] با ما نبود، وقتی به نجف رسیدیم، در مکان خاصّی توقف نمود و به حدّی گریست که محاسن شریفش با اشک چشمانش خیس شد و فرمود: السلام علیک یا أمیرالمؤمنین ... سپس تا انتهای این زیارت را خواندند.[1]
علامه مجلسی این حدیث را از حیث سند از صحیح‌ترین زیارات می‌داند و مرحوم حاج شیخ عباس قمّی در مفاتیح الجنان آن را در نهایت اعتبار معرفی می‌کند.
زیارت این است:

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَمينَ‌اللَّهِ فى اَرْضِهِ،وَحُجَّتَهُ عَلى عِبادِهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ، اَشْهَدُ اَنَّكَ
سلام برتو ای امانتدار خدا در زمین او و حجتش بر بندگان او سلام بر تو اى اميرمؤمنان گواهى دهم كه

جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ، وَاتَّبَعْتَ سُنَنَ نَبِيِّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ،

در راه خدا جهاد كردى چنانکه بايد و رفتار كردى به كتاب خدا و پيروى كردى از سنتهاى پيامبرش صلى اللّه عليه و آله

حَتّى دَعاكَ اللّهُ اِلى جِوارِهِ، فَقَبَضَكَ اِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ، وَاَ لْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ

تااينكه خداوند دعوت می‌کندتورا به‌جوار خويش دعوت‌فرمود وبه‌اختيار خودش جانت‌را قبض‌نمود وملزم كرددشمنانت را به‌حجت
الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ، اَللّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، راضِيَةً بِقَضآئِكَ،

وبرهان با حجت‌هاى رساى ديگرى كه با توبود برتمامى خلق خود خدايا قرارده نفس مرا آرام به‌تقديرتو خوشنود به قضايت

مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَدُعآئِكَ،ومُحِبَّةً لِصَفْوَةِ اَوْلِيآئِكَ،مَحْبُوبَةً فى اَرْضِكَ وَسَمآئِكَ،صابِرَةً عَلى نُزُولِ

و حريص به ذكر و دعايت و دوستدار برگزيدگان دوستان محبوب تو در زمين و آسمانت، شكيبا در مورد نزول

بَلآئِكَ،شاكِرَةً لِفَواضِلِ نَعْمآئِك، ذاكِرَةً لِسَوابِغِ آلآئِكَ، مُشْتاقَةً اِلى فَرْحَةِ لِقآئِكَ، مُتَزَوِّدَةً التَّقْوى
بلايت وسپاسگزاردربرابر نعمت‌هاى فزونت،متذكر عطاياى فراوانت، مشتاق به­شادگشتن ديدارت، ومرا به‌تهیة زاد تقوا برای‌روز جزا
لِيَوْمِ جَزآئِكَ،مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ اَوْلِيآئِكَ،مُفارِقَةً لاِخْلاقِ اَعْدآئِكَ، مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيا بِحَمْدِكَ وَثَنآئِكَ،
براى روز پاداشت. پيروى كننده روشهاى دوستانت، دورى گزيننده اخلاق دشمنانت، سرگرم از دنيا به ستايش و ثنايتَ.

اللّهُمَّ اِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ اِلَيْكَ والِهَةٌ، وَسُبُلَ الرّاغِبينَ اِلَيْكَ شارِعَةٌ، وَاَعْلامَ الْقاصِدينَ اِلَيْكَ

خدايا براستى دلهاى فروتنان درگاهت بسوى توحيران است و راههاى مشتاقان به جانب تو باز است و نشانه‌هاى قاصدان كويت

واضِحَةٌ، وَاَفْئِدَةَ الْعارِفينَ مِنْكَ فازِعَةٌ، وَاَصْواتَ الدّاعينَ اِلَيْكَ صاعِدَةٌ، وَاَبْوابَ الاِجابَةِ لَهُمْ

آشكار و نمايان است و قلبهاى عارفان از تو ترسان است و صداهاى خوانندگان به طرف تو بلندشده و درهاى اجابت برويشان

مُفَتَّحَةٌ، وَدَعْوَةَ مَنْ ناجاكَ مُسْتَجابَةٌ، وَتَوْبَةَ مَنْ اَنابَ اِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ، وَعَبْرَةَ مَنْ بَكى مِنْ

باز است و دعاى آنكس كه با تو راز گويد مستجاب است وتوبه آنكس كه به درگاه تو بازگردد پذيرفته است و اشك ديده آنكس

خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ، وَالاِغاثَةَ لِمَنِ اسْتَغاثَ بِكَ مَوْجُودَةٌ، وَالاِعانَةَ لِمَنِ

كه ازخوف‌تو گريد موردرحم ومهر است وفريادرسى براى كسى كه به‌تو پناه آورد آماده است‌وكمك كاريت براى آنكس

اسْتَعانَ بِكَ مَبْذُولَةٌ، وَعِداتِكَ لِعِبادِكَ مُنْجَزَةٌ، وَزَلَلَ مَنِ اسْتَقالَكَ مُقالَةٌ،

كه از تو كمك خواهد رايگان است و وعده هايى كه به بندگانت دادى وفايش حتمى است و لغزش كسى كه از تو پوزش طلب کند

وَاَعْمالَ الْعامِلينَ لَدَيْكَ مَحْفُوظَةٌ، وَاَرْزاقَكَ اِلَى الْخَلائِقِ مِنْ لَدُنْكَ نازِلَةٌ،

بخشوده است و كارهاى آنان‌كه براى تو كاركنند در نزد تو محفوظ است و روزي‌هايى كه به آفريدگانت دهي از نزدت ريزان است و
وَعَوآئِدَ الْمَزيدِ اِلَيْهِمْ واصِلَةٌ، وَذُنُوبَ الْمُسْتَغْفِرينَ مَغْفُورَةٌ، وَحَوائِجَ خَلْقِكَ عِنْدَكَ مَقْضِيَّةٌ،

و بهره‌هاى بيشترى هم بسويشان مى‌رسد وگناه آمرزش خواهان ازتو آمرزيده است وحاجت‌هاى آفريدگانت نزدتو روا شده است
وَجَوائِزَ السّآئِلينَ عِنْدَكَ مُوَفَّرَةٌ، وَ عَوائِدَ الْمَزيدِ مُتَواتِرَةٌ، وَمَوائِدَ الْمُسْتَطْعِمينَ مُعَدَّةٌ،

‌وجايزه‌هاى سائلان درپيش تو شايان و وافر است‌وبهره‌هاى فزون پياپى است وخوانهاى احسان تو براى طعام خواهان آماده است
وَمَناهِلَ الظِّمآءِ مُتْرَعَةٌ، اَللّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعائى، وَاقْبَلْ ثَنائى، وَاجْمَعْ بَيْنى وَبَيْن اَوْلِيائى،

وحوضهاى آب براى تشنگان لبريز است. خدايا پس دعايم را مستجاب كن و بپذير مدح و ثنايم را و گردآور ميان من و دوستانم
بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِىٍّ وَفاطِمَةَ، وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، َ اِنَّكَ وَلِىُّ نَعْمائى، وَمُنْتَهى مُناىَ،

به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين كه براستى تويى صاحب نعمت‌هايم و منتهاى آرزويم و سرحد نهايى اميدم

وَغايَةُ رَجائى فى مُنْقَلَبى وَمَثْواىَ، اَنْتَ اِلهى وَسَيِّدى وَمَوْلاىَ، اِغْفِرْ لاَِوْلِيآئِنا، وَکُفَّ عَنّا اَعْدائَنا،

و بازگشتگاه و اقامتگاهم، تويى معبود و آقا و مولاى من بيامرز دوستان ما را و بازدار از ما دشمنانمان را

وَاشْغَلْهُمْ عَنْ اَذانا، وَاَظْهِرْ کَلِمَةَ الْحَقِّ، وَاجْعَلْهَا الْعُلْيا، وَاَدْحِضْ کَلِمَةَ الْباطِلِ وَاجْعَلْهَا السُّفْلى،

و سرگرمشان کن از آزار ما وآشکار کن گفتار حق را و آنرا برتر قرار ده و از ميان ببر گفتار باطل را و آنرا پست گردان

اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىءٍ قَديرٌ.
که براستى تو بر هرچيز توانايى.

آداب عقیقه

تربیت فرزند صالح و رساندن او به سعادت و کمال مطلوب، از نظر اسلام اهمیت ویژه‌ای دارد. در دین مبین اسلام دستورات خاصی برای تربیت فرزند وجود دارد که برخی از دستورات به پیش از تولد کودک برمی‌گردد و برخی از هنگام تولد شروع می‌شود، از جمله می‌توان به‌ حقوق فرزندان بر والدین نام برد، که اذان و اقامه گفتن در گوش فرزندان، گذاشتن نام نیک بر آنان، مراقبت از کودکان و فراهم کردن اسباب و زمینه‌های فراگیری آموزش است.
یکی از اموری که در اسلام به آن سفارش شده و مستحب مؤکد است، عقیقه (قربانی کردن گوسفند) برای فرزند می‌باشد.
علاّمه مجلسى در حليـة المتّقين فرمود: «بدان كه عقيقه فرزند مستحب موكّد است براى كسى‏كه قادر بر آن باشد، و بعضى از علما واجب مى‏دانند، و بهتر است روز هفتم واقع شود، و اگر تا بلوغ طفل تأخير كند، بر پدر مستحبّ است، و پس از بلوغ تا آخر عمر بر خودش مستحبّ است.
در احاديث معتبر بسيارى وارد شده: عقيقه بر كسى‏كه داراى فرزند شود واجب است. در احاديث بسيارى نقل شده: هر فرزندى در گرو عقيقه است،يعنى اگر انجام نگيرد، در معرض مردن و انواع بلاهاست. از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده: عقيقه بر كسى‏كه توانگر باشد لازم است،و كسى‏كه تهى‏دست است، پس از توانگرى انجام دهد. اگر هم توانگر نشد، بر او تكليفى نيست. اگر براى او عقيقه نكنند، تا زمانى براى او قربانى كنند، قربانى از عقيقه كفايت مى‏كند. در حديث ديگرى نقل شده از آن حضرت پرسيدند: ما براى عقيقه دنبال گوسفند رفتيم ولى نيافتيم، چه مى‏فرماييد، قيمتش را تصدّق كنيم؟ فرمود:طلب كنيد تا بيابيد.خدا خوراندن طعام و ريختن خون را دوست دارد.
در حديث ديگرى آمده: پرسيدند: آيا فرزندى كه در روز هفتم بميرد، مى‏بايد عقيقه‏اش كرد؟ فرمود: اگر پيش از ظهر بميرد عقيقه ندارد، و اگر بعد از ظهر بميرد عقيقه كنند. در حديث معتبرى از عمر بن يزيد نقل شده: خدمت آن حضرت عرض كرد: نمى‏دانم پدرم براى من عقيقه‏ كرده يا نه؟ فرمود: عقيقه كن. پس او در پيرى عقيقه كرد. در حديث حَسَن [= نیکو] از آن حضرت نقل شده: فرزند را در روز هفتم ولادت‏، نام مى‏گذارند و عقيقه مى‏كنند، و سر مى‏تراشند، و موى سرش را با نقره وزن مى‏كنند، و آن نقره را تصدّق مى‏دهند، و پاى و ران عقيقه را براى قابله‏اى كه در زايمان زن كمك كرده مى‏فرستند. و باقى را به مردم اطعام مى‏كنند و تصدّق مى‏دهند.
در حديث موثّق ديگرى فرمود:هرگاه پسرى يا دخترى براى تو متولّد شود،در روز هفتم گوسفندى يا شترى عقيقه مى‏كنى، و او را نامگذارى‏ كن، و سرش را در روز هفتم بتراش، و به سنگينى موى سرش طلا يا نقره تصّدق بده.
در حديث ديگرى وارد شده: ربع گوسفند را به قابله‏ مى‏دهد،و اگر بى‏قابله زايمان كرده، آن را به مادر مى‏دهد،كه به هركه خواست ببخشد، و دست‏كم به ده مسلمان بخوراند،و هرچه زيادتر باشد بهتر است، و خود از گوشت عقيقه نخورد، و اگر قابله زنى يهودى باشد، قيمت ربع گوشت گوسفند را به او بدهد.
در روايت‏ ديگرى وارد شده: به قابله ثلث گوسفند را مى‏دهند، و مشهور ميان علما آن است كه بايد عقيقه شتر يا گوسفند يا بز باشد. از حضرت‏ امام رضا(علیه السلام) نقل شده: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در روز ولادت در گوش حسنين[2](علیهما السلام) اذان گفتند و حضرت فاطمه(علیها السلام) روز هفتم براى آنان‏ عقيقه كرد، و پاى گوسفند را با يك اشرفى به قابله دادند.
عقيقه اگر شتر باشد بايد پنج ساله يا در شش يا بيشتر باشد، و اگر بز باشد، يك سال‏ يا در دو يا بيشتر، و اگر گوسفند باشد، دست‏كم شش‏ماهه يا در هفت ماه باشد، و اگر هفت ماه تمام باشد بهتر است، و بايد بيضه‏اش را نكشيده باشند، نيز بهتر آن است كه آن را نكوبيده باشند،و بايد مغز شاخش شكسته، و گوشش نبريده، و زياد لاغر، و كور و بسيار لنگ كه‏ راه رفتن برايش دشوار باشد، نباشد.
اما در حديث معتبرى از حضرت صادق(علیه السلام) نقل شده: عقيقه از باب قربانى نيست. هر گوسفندى كه باشد خوب است. هدف گوشت است. هرچه فربه‏تر باشد بهتر است.
و مشهور ميان علما آن است كه مستحب است عقيقه‏ پسر، نر باشد، و عقيقه دختر ماده، و گمان فقير [= علامه مجلسی] اين است كه براى هر دو ـ موافق [و بنا بر نقل] بسيارى از احاديث معتبر ـ گوسفند نر بهتر است و براى‏ هر دو، گوسفند ماده هم خوب است. مستحبّ است پدرومادر از گوشت عقيقه نخورند بلكه بهتر آن است از طعامى كه در آن پخته‏ باشند نيز نخورند، و خوردن مادر كراهتش بيشتر است. و بهتر اين است كه عيال [= اعضای خانواده] پدر و مادر هم كه در خانه ايشان مى‏باشند، از آن‏ گوشت طعام نخورند، و مستحبّ است بپزند، و خام تصّدق نكنند، و كمترينش آن است كه با آب نمك بپزند، بلكه احتمال دارد اين‏ گونه پختن بهتر باشد، و اگر خام هم تصدّق كنند خوب است، و اگر حيوان عقيقه پيدا نشود، تصدّق قيمتش فايده‏اى ندارد، بلكه بايد صبر كنند تا پيدا شود، و شرط نيست جماعتى كه به خوردن عقيقه حاضر مى‏شوند، فقير باشند، اما خوراندن به صالحان و فقرا بهتر است».[3]
مرحوم علامه مجلسی در ادامه دعایی را برای عقیقه نقل کرده: از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که در وقت کشتن گوسفند عقیقه این دعا را بخوان:
يا قَوْمِ اِنّى بَرئٌ مِمّا تُشْرِكُونَ، اِنّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالأَرْضَ،

اى قوم از آنچه شما شريك خدا قرار مى‏دهيد بيزارم، من رويم را به جانب كسى‏متوجه نمودم كه آسمانها و زمين را آفريد

حَنيفاً مُسْلِماً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ، اِنَّ صَلوتى وَ نُسُكى وَ مَحْياىَ وَ مَماتى لِلَّهِ

باخلوص و ازسر تسليم، ومن از شرك ورزان نيستم.به‌درستى كه‌نمازم‏ وعبادتم وزندگى‏ام ومرگم براى خداست،

رَبِّ‌الْعالَمينَ، لاشَريكَ لَهُ،وَبِذلِكَ اُمِرْتُ،وَاَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ، اَللّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ، بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ،

پروردگار جهانيان، شريكى ندارد، به اين حقيقت امر شدم و من از مسلمانانم، خدايا از تو و براى تو، به نام تو و به تو،

وَاللّهُ اَكْبَرُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ
و خدا بزرگ‏تر است، خدايا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد، و از فلان فرزند فلان بپذير.
و نام فرزند را بگويد و سپس ذبح كند.

حدیث کساء

حدیث کساء میان شیعه و اهل سنت مشهور و معروف است. تردیدی نیست که رسول الله(صلی الله علیه و آله) در منزل حضرت زهرا(علیها السلام) یا در خانه خودشان زیر پارچه‌ای شبیه عبا قرار گرفتند؛ حضرت علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) را زیر آن جای دادند و از آنان به عظمت یادکردند و آن جمع را مصداق آیه شریفه تطهیر ( إِنَّمَا يُرِيدُ اللّـهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)[4] دانستند.
آنچه به‌عنوان حدیث کساء نقل می‌شود، برابر روایتی خواندن آن به گونه ذیل دارای پاداش و آثار فراوانی است. هرچند از نظر سند حدیث بین حدیث پژوهان و علما اختلاف نظر وجود دارد؛ اما از آن رو که محتوای حدیث مشکلی ندارد و بعضی از علما به قرائت آن اهمیت می‌دادند و با توجه به « أخبار من بلغ » می‌توان آن را به قصد رجاء و به امید برآورده شدن حاجات خواند. حدیث مطابق نقل چنین است:

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمْ

عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ عَلَيْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها

از فاطمه زهرا سلام اللّه عليها دختر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله، جابر گويد: شنيدم از فاطمه زهراكه

قالَتْ:دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ‌اللَّهِ فى بَعْضِ‌الاَْيّامِ، فَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا فاطِمَةُ،فَقُلْتُ عَلَيْكَ السَّلامُ،

فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در بعضى از روزها و فرمود: سلام بر تو اى فاطمه، در پاسخش گفتم : بر تو باد سلام

قالَ اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً ، فَقُلْتُ لَهُ اُعيذُكَ بِاللَّهِ يا اَبَتـاهُ مِنَ الضُّعْفِ ، فَقَالَ

فرمود : من در بدنم سستى و ضعفى حس مى كنم ، گفتم : پناه مى‌دهم تو را به خدا اى پدرجان از سستى و ضعف فرمود :

يا فاطِمَةُ ايتينى بِالْكِسآءِ الْيَمانىّ فَغَطّينى بِهِ، فَاَتَيْتُهُ بِالْكِسآءِ الْيَمانى فَغَطَّيْتُهُ بِهِ،

اى فاطمه بياور برايم كساء يمانى را و مرا بدان بپوشان. من كساء يمانى را برايش آوردم و او را بدان پوشاندم

وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَيْهِ، وَاِذا وَجْهُهُ يَتَلأْلَؤُ، كَاَنَّهُ الْبَدْرُ فى لَيْلَةِ تَمامِهِ وَكَمالِهِ، فَما كانَتْ اِلاّساعَةً،

و هم چنان بدو مى نگريستم و در آن حال چهره اش همانند ماه شب چهارده مى‌درخشيد، پس ساعتى نگذشت

وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ، وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا اُمّاهُ، فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا قُرَّةَ عَيْنى

كه ديدم فرزندم حسن وارد شد و گفت: سلام بر تو اى مادر، گفتم : بر تو باد سلام اى نور ديده ام

وَثَمَرَةَ فُؤادى،فَقالَ يااُمّاهُ،اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ رآئِحَةً طَيِّبَةً،كَاَنَّها رآئِحَةُ جَدّى رَسُولِ‌اللَّهِ، فَقُلْتُ نَعَمْ،

و ميوه دلم، گفت : مادرجان! نزد تو بوى خوشى استشمام مى‌كنم، گويا بوى جدم رسول خدا است، گفتم: آرى

اِنَّ جَدَّكَ تَحْتَ الْكِسآءِ، فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْكِسآءِ، وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا جَدّاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ،

همانا جد تو در زير كساء است، پس حسن به‌طرف كساء رفت و گفت: سلام بر تو اى جد بزرگوار، اى رسول خدا

اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَكَ تَحْتَ الْكِسآءِ، فَقالَ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا وَلَدى، وَيا صاحِبَ حَوْضى،

آيا به من اذن مى دهى كه باتو در زير كساء وارد شوم؟ فرمود: بر تو باد سلام اى فرزندم و اى صاحب حوض من،

قَدْ اَذِنْتُ لَكَ، فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْكِسآءِ، فَما كانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِىَ الْحُسَيْنِ قَدْ اَقْبَلَ،

اذنت دادم، پس حسن با آن جناب به زير كساء رفت. ساعتى نگذشت كه فرزندم حسين وارد شد

وَقالَ السَّلامُ‌عَلَيْكِ يااُمّاهُ،فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ‌السَّلامُ ياوَلَدى،وَياقُرَّةَ عَيْنى،وَثَمَرَةَ فُؤادى،فَقالَ لى‌ يااُمّاهُ،

و گفت : سلام بر تو اى مادر، گفتم : بر تو باد سلام اى فرزند من و اى نور ديده ام و ميوه دلم، فرمود: مادرجان

اِنّىَّ اَشَمُّ عِنْدَكِ رآئِحَةً طَيِّبَةً كَاَنَّها رآئِحَةُ جَدّى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَقُلْتُ نَعَمْ،

نزد تو بوى خوشى استشمام مى كنم، گويا بوى جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است، گفتم آرى

اِنَّ جَدَّكَ وَاَخاكَ تَحْتَ الْكِسآءِ، فَدَنَى الْحُسَيْنُ نَـحْوَ الْكِسآءِ، وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ ياجَدّاهُ،

همانا جد تو و برادرت در زير كساء هستند. حسين نزديك كساء رفته گفت : سلام بر تو اى جد بزرگوار،

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَنِ اخْتارَهُ اللّهُ، اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُما تَحْتَ الْكِسآءِ، فَقالَ وَعَلَيْكَ السَّلامُ
سلام بر تو اى كسى كه خدا ا و را برگزيد، آيا به من اذن مى‌دهى كه با شما در زير كساء داخل شـوم، فرمود : و بر تو باد سلام

يا وَلَدى، وَيا شافِعَ اُمَّتى، قَدْ اَذِنْتُ لَكَ، فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْكِسآءِ، فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِكَ اَبُوالْحَسَنِ

اى فرزندم و اى شفاعت كننده امتم به تو اذن دادم پس او نيز با آن دو در زير كساء وارد شد در اين هنگام ابوالحسن

عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِبٍ، وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا اَبَا الْحَسَنِ،

على بن ابيطالب وارد شد و فرمود: سلام بر تو اى دختر رسول خدا، گفتم : و بر تو باد سلام اى ابا الحسن

وَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ، فَقالَ يا فاطِمَةُ، اِنّى اَشَمُّ عِنْدَكِ رآئِحَةً طَيِّبَةً، كَاَنَّها رآئِحَةُ اَخى وَابْنِ عَمّى

و اى امير مؤمنان، فرمود: اى فاطمه، بوى خوشى نزد تو استشمام مى‌كنم، گويا بوى برادرم و پسر عمويم

رَسُولِ اللَّهِ، فَقُلْتُ نَعَمْ ، ها هُوَ مَعَ وَلَدَيْكَ تَحْتَ الْكِسآءِ، فَاَقْبَلَ عَلِىٌّ نَحْوَ الْكِسآءِ، وَقالَ

رسول خدا است؟ گفتم : آرى اين او است كه با دو فرزندت در زير كساء هستند، پس على نيز به‌طرف كساء رفت و گفت:

السَّلامُ‌عَلَيْكَ يارَسُولَ‌اللَّهِ،اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ‌الْكِسآءِ، قالَ لَهُ وَعَلَيْكَ‌السَّلامُ، يا اَخى،

سلام برتو اى رسول‌خدا آيا اذن مى‌دهى كه من نيز باشما در زير كساء باشم رسول خدا به او فرمود: و بر تو باد سلام اى برادر من
ياوَصِيّى،وَخَليفَتى،وَصاحِبَ لِوآئى،قَدْ اَذِنْتُ لَكَ،فَدَخَلَ عَلِىٌّ تَحْتَ‌الْكِسآءِ،ثُمَّ اَتَيْتُ نَحْوَ الْكِسآءِ

و اى وصى و خليفه و پرچمدارم، به تو اذن دادم، پس على نيز وارد در زير كساء شد، در اين هنگام من نيز به‌طرف كساء رفتم

وَقُلْتُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبَتاهُ يا رَسُـولَ اللَّهِ، أََتَاْذَنُ لى اَن اَكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِسآءِ، قالَ

و عرض كردم: سلام بر تو اى پدرجان اى رسول خدا، آيا به من هم اذن مى دهى كه با شما در زير كساء باشم؟ فرمود:

وَعَلَيْكِ السَّلامُ يا بِنْتى، وَيا بِضْعَتى، قَدْ اَذِنْتُ لَكِ، فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْكِسآءِ، فَلَمَّا اكْتَمَلْنا جَميعاً

و بر تو باد سلام اى دخترم و اى پاره تنم به تو هم اذن دادم ، پس من نيز به زير كساء رفتم ، و چون همگى جمع شديم

تَحْتَ الْكِسآءِ، اَخَذَ اَبى رَسُولُ اللَّهِ بِطَرَفَىِ الْكِسآءِ، وَاَوْمَئَ بِيَدِهِ الْيُمْنى اِلَى السَّماَّءِ، وَقالَ اَللّهُمَّ

زير كساء، پدرم رسول خدا دو طرف كساء را گرفت و با دست راست به سوى آسمان اشاره كرد و عرض کرد! خدايا

اِنَّ هؤُلآءِ اَهْلُ بَيْتى، وَ خآصَّتى وَ حآمَّتى، لَحْمُهُمْ لَحْمى، وَ دَمُهُمْ دَمى، يُؤْلِمُنى ما يُؤْلِمُهُمْ،

اينانند خاندان من و خواص و نزديكانم گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است، مى‌آزارد مرا هرچه ايشان را بيازارد

وَيَحْزُنُنى ما يَحْزُنُهُمْ ، اَنَا حَـرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ ، وَ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ ،

و غمگین می‌کند مرا هر چه ايشان را غمگین می‌کند. در جنگم با هر كه با ايشان بجنگد وصلحم با هركه با ايشان صلح است

وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُمْ ، وَمُحِبٌّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ ، اِنَّهُمْ مِنّى وَ اَنَا مِنْهُمْ ، فَاجْعَلْ صَلَواتِكَ وَ بَرَكاتِكَ،
ودشمنم با دشمنانشان ودوست دارم دوستانشان را. اينان ازمنند ومن ازايشانم. پس بفرست درودهايت و بركت‌هايت

وَ رَحْمَتَكَ وَ غُفْرانَكَ وَ رِضْوانَكَ ، عَلَىَّ وَعَلَيْهِمْ ، وَ اَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ ، وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهيراً،

و مهرت و آمرزشت و خوشنوديت را بر من و بر ايشان و از ايشان پليدى را دور كن و پاكيزه شان كن بخوبى

فَقالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ يا مَلآئِكَتى، وَيا سُكّانَ سَمواتى، اِنّى ما خَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِيَّةً، وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً،

پس خداى عزوجل فرمود: اى فرشتگان من واى ساكنان آسمانهايم، براستى كه من نيافريدم آسمان بنا شده و زمين گسترده

وَلا قَمَراًمُنيراً،وَلا شَمْساً مُضِيئَةً،وَلا فَلَكاً يَدُورُ، وَلا بَحْراً يَجْرى ، وَلا فُلْكاً يَسْرى، اِلاّ فى مَحَبَّةِ
و ماه تابان و مهر درخشان و فلك چرخان و درياى روان و كشتى در جريان را مگر به‌خاطر دوستى

هؤُلآءِ الْخَمْسَةِ، الَّذينَ هُمْ تَحْتَ الْكِسآءِ، فَقالَ الأَمينُ جِبْرآئيلُ، يا رَبِّ، وَمَنْ تَحْتَ الْكِسآءِ،

اين پنج تن، اينان كه در زير كسايند، پس جبرئيل امين عرض كرد: پروردگارا در زير كساء چه کسانی هستند؟

فَقالَ عَزَّوَجَلَّ، هُمْ اَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ ، وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ ، هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها، وَبَعْلُها وَبَنُوها،

خداى عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت ومعدن رسالتند: آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش،

فَقالَ جِبْرآئيلُ يا رَبِّ ، اَتَاْذَنُ لى اَنْ اَهْبِطَ اِلَى الأَرْضِ لاَِكُونَ مَعَهُمْ سادِساً ، فَقالَ اللّهُ نَعَمْ

جـبرئيل عرض كرد : پروردگارا آيا به من هم اذن مى دهى كه به زمين فرود آيم تا ششمين آنها باشم، خدا فرمود : آرى

قَدْ اَذِنْتُ لَكَ،فَهَبَطَ‌الاَْمينُ جِبْرآئيلُ،وَقالَ السَّلامُ‌عَلَيْكَ يارَسُـولَ‌اللَّهِ،الْعَلِىُّ‌الأَعْلى يُقْرِئُكَ السَّلامَ

به تو اذن دادم، پس جبرئيل امين به زمين آمد و گفت: سلام بر تو اى رسول خدا، (پروردگار) علىّ اعلى سلامت مى‌رساند

وَيَخُصُّكَ بِالتَّحِيَّةِ وَالإِكْرامِ،وَيَقُولُ لَكَ وَعِزَّتى وَجَلالى،اِنّى ماخَلَقْتُ سَمآءً مَبْنِيَّةً،وَلا اَرْضاً مَدْحِيَّةً

و تورا به تحيت واكرام مخصوص داشته ومى فرمايد: به‌عزت وجلالم سوگند كه من نيافريدم آسمان بناشده و زمين گسترده

وَلا قَمَراًمُنيراً،وَلا شَمْساً مُضيئَةً،وَلا فَلَكاً يَدُورُ،وَلا بَحْراً يَجْرى، وَلا فُلْكاً يَسـْرى، اِلّا لاَِجْلِكُمْ

و ماه تابان و مهر درخشان و فلك چرخان و درياى روان و كشتى در جريان را مگر براى خاطر شما

وَمَحَبَّتِكُمْ، وَقَدْ اَذِنَ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَكُمْ، فَهَلْ تَاْذَنُ لى يا رَسُولَ اللَّهِ، فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ

و محبت شما و به من نيز اذن داده است كه با شما در زير كساء باشم، آيا اذنم مى‌دهى؟ رسول خدا(ص) فرمود:

وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا اَمينَ وَحْىِ اللَّهِ، اِنَّهُ نَعَمْ، قَدْ اَذِنْتُ لَكَ، فَدَخَلَ جِبْرآئيلُ مَعَنا تَحْتَ الْكِسآءِ،

و بر تو باد سلام اى امين وحى خدا، آرى به تو هم اذن دادم، پس جبرئيل با ما وارد در زير كساء شد

فَقالَ لاَِبى اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحى اِلَيْكُمْ، يَقُولُ اِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ

و به پدرم گفت : همانا خداوندا وحى كرده و مى‌فرمايد: حقيقت اين است كه خدا مى‌خواهد پليدى را از شما خاندان ببرد

وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً، فَقالَ عَلِىٌّ لاَِبى، يا رَسُولَ اللَّهِ، اَخْبِرْنى ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْكِسآءِ مِنَ

وپاكيزه كند شما را پاكيزگى كامل على عليه السلام به پدرم گفت : اى رسول خدا به من بگو اين جلوس ما در زير كساء

الْفَضْلِ عِنْدَ اللَّهِ، فَقالَ النَّبِىُّ، وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِيّاً، وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ

چه فضيلتى نزد خدا دارد؟ پيغمبر(ص) فرمود: سوگند بدان خدائى كه مرا به حق به پيامبرى برانگيخت و به رسالت

نَجِيّاً، ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الأَرْضِ، وَفيهِ جَمْعٌ مِنْ

ونجات دادن(خلق) برگزيد كه‌ذكر نشود اين‌خبر(وسرگذشت) ما درانجمن ومحفلى ازمحافل مردم زمين‌كه درآن گروهى

شَيعَتِنا وَمُحِبّينا ، اِلّا وَنَزَلَتْ عَلَيْهِمُ الرَّحْمَةُ ، وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلآئِكَةُ ، وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ

از شيعيان و دوستانما باشند جز آنكه برايشان رحمت نازل شود و فرشتگان ايشان را فرا گيرند و براى آنها آمرزش خواهند

اِلى اَنْ يَتَفَرَّقُوا، فَقالَ عَلِىٌّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا ، وَفازَ شيعَتُنا وَرَبِّ الْكَعْبَةِ، فَقالَ النَّبِىُّ ثانِياً،

تا متفرق شوند،على فرمود:بخداسوگندرستگارشديم وسوگندبه‌پروردگار كعبه‌كه شيعيان‌ما نيزرستگارشدند، دوباره پيغمبر فرمود:
يا عَلِىّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِيّاً، وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِيّاً، ما ذُكِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ

اى على سوگند بدانكه مرا بحق به‌نبوت برانگيخت وبه رسالت ومنجی بشریت برگزيد ذكر نشود اين‌خبر ما درانجمن ومحفلى از

مَحافِلِ اَهْلِ الأَرْضِ، وَفيهِ جَمْعٌ مِنْ شيعَتِنا وَمُحِبّينا، وَفيهِمْ مَهْمُومٌ اِلّا وَفَرَّجَ اللّهُ هَمَّهُ،

محافل اهل زمين كه درآن گروهى از شيعيان و دوستان ما باشند و در بین آنها اندوهناكى باشد جز آنكه خدا اندوهش را بزداید
وَلا مَغْمُومٌ اِلّا وَكَشَفَ اللّهُ غَمَّهُ، وَلا طالِبُ حاجَةٍ اِلّا وَقَضـَى اللّهُ حاجَتَهُ، فَقالَ عَلِىٌّ اِذاً

و اگر غمناكى باشد، خدا غمش را بگشايد و اگر حاجتخواهى باشد، خدا حاجتش را برآورد، على گفت: بدين ترتيب

وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا، وَكَذلِكَ شيعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ وَرَبِّ الْكَعْبَة.
بخدا سوگند ماكامياب وسعادتمند شديم وهم‌چنين به‌پروردگار کعبه سوگند شیعیان ما دردنیا وآخرت رستگار وسعادتمند شدند.

-----------
[1]. بحارالانوار، ج 97، ص 266 و 267، ح 9.
[2]. امام حسن و امام حسین8.
[3]. حلیـ] المتقین: 86 ـ 89 .
[4]. سوره احزاب، آیه 33. «همانا خداوند می‌خواهد پلیدی (گناه) را از شما اهل بیت دور کند».

عنوان بعدیعنوان قبلی




کلیه حقوق این اثر متعلق به پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی می باشد.
منبع: http://saanei.org