Loading...
error_text
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: کتابخانه فارسی
اندازه قلم
۱  ۲  ۳ 
بارگزاری مجدد   
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: وضوى جبيره

وضوى جبيره

(مسئله 469) اگر در يكى از جاهاى وضو، زخم يا دُمَل يا شكستگى باشد، چنانچه روى آن باز است و آب براى آن ضرر ندارد، بايد به طور معمول وضو گرفت.

(مسئله 470) اگر زخم يا دُمَل يا شكستگى در صورت و دستهاست و روى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد، اگر اطراف آن شسته شود، كافى است، ولى چنانچه كشيدن دست تَر بر آن ضرر ندارد، بهتر آن است كه شخص، دست تَر بر آن بكشد و بعد، پارچه پاكى روى آن بگذارد و دست تَر را روى پارچه نيز بكشد؛ و اگر اين مقدار هم ضرر دارد يا زخم، نجس است و نمى توان آب كشيد، بايد اطراف زخم، به طورى كه در وضو گفته شد، از بالا به پايين شسته شود و بنا بر احتياط مستحب، پارچه پاكى روى زخم بگذارد و دست تَر روى آن بكشد، و اگر گذاشتن پارچه ممكن نيست، شستن اطراف زخم، كافى است و در هر صورت، تيمّم لازم نيست.

(مسئله 471) اگر زخم يا دُمَل يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاهاست و روى آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح كند، بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با تَرى آب وضو كه در دست مانده، مسح كند و بنا بر احتياط مستحب، تيمّم هم بنمايد؛ و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد، بايد به جاى گرفتن وضو، تيمّم كند و بهتر است يك وضوى بدون مسح هم بگيرد.

(مسئله 472) اگر روى دُمَل يا زخم يا شكستگى بسته باشد، چنانچه باز كردن آن ممكن است و زحمت و مشقّت هم ندارد و آب هم براى آن ضرر ندارد، بايد روى آن را باز كند و وضو بگيرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد، يا جلوى سر و روى پاها.

(مسئله 473) اگر نمى توان روى زخم را باز كرد، ولى زخم و چيزى كه روى آن گذاشته، پاك است و رسانيدن آب به زخم، ممكن است و ضرر و زحمت و مشقّت هم ندارد، بايد آب را به روى زخم برساند، و اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته، نجس است، چنانچه آب كشيدن آن و رساندن آب به روى زخم، بدون زحمت و مشقّت، ممكن باشد، بايد آن را آب بكشد و موقع وضو، آب را به زخم برساند، و در صورتى كه آب براى زخم ضرر دارد، يا آنكه رساندن آب به روى زخم ممكن نيست، يا زخم نجس است و نمى توان آن را آب كشيد، بايد اطراف زخم را بشويد، و اگر جبيره پاك است، بهتر است روى آن را هم مسح كند.

(مسئله 474) اگر جبيره، شامل تمام صورت يا تمام يكى از دستها شود، باز احكام جبيره، جارى است و وضوى جبيره اى كافى است؛ ولى اگر جبيره قسمت بزرگى از اعضاى وضو را گرفته باشد، بنا بر احتياط، بايد بين عمل جبيره و تيمّم، جمع نمايد، اگرچه كفايت تيمّم در اين صورت، بعيد نيست.

(مسئله 475) اگر جبيره، تمام اعضاى وضو را فراگرفته باشد، فرد بايد تيمّم نمايد.

(مسئله 476) كسى كه در كفِ دست و انگشتها جبيره دارد و در موقع وضو، دست تَر روى آن كشيده است، مى تواند موضع سر و پا را با همان رطوبت، مسح كند يا از جاهاى ديگر وضو رطوبت بگيرد.

(مسئله 477) اگر جبيره تمام پهناى روى پا را گرفته، ولى مقدارى از طرف انگشتان و مقدارى از طرف بالاى پا باز است، بايد قسمتهايى از روى پا را كه باز است و جايى را كه جبيره است، مسح كند.

(مسئله 478) اگر در صورت يا دستها چند جبيره باشد، شخص بايد بين آنها را بشويد، و اگر جبيره ها در سر يا روى پاها باشد، بايد بين آنها را مسح كند، و در جاهايى كه جبيره است، بايد به دستور جبيره عمل نمايد.

(مسئله 479) اگر جبيره بيشتر از معمول، اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممكن نيست، فرد بايد به دستور جبيره عمل كند و بنا بر احتياط مستحب، تيمّم هم بنمايد؛ و اگر برداشتن جبيره ممكن است، بايد جبيره را بردارد. پس اگر زخم در صورت و دستهاست، اطراف آن را بشويد، و اگر در موضع سر يا روى پاهاست، اطراف آن را مسح كند و براى جاى زخم، به دستور جبيره عمل نمايد.

(مسئله 480) اگر در جاى وضو، زخم و جراحت و شكستگى نيست، ولى به جهت ديگرى آب براى همه دست و صورت ضرر دارد، فرد بايد تيمّم كند و احتياط مستحب آن است كه وضوى جبيره اى نيز بگيرد؛ ولى اگر براى مقدارى از دست و صورت ضرر دارد، چنانچه اطراف آن را بشويد، كافى بودنش بعيد نيست، ولى احتياط به تيمّم ترك نشود.

(مسئله 481) كسى كه جايى از اعضاى وضو را رگ زده است و نمى تواند آن را آب بكشد يا آب براى آن ضرر دارد، اگر روى آن بسته است، بايد به دستور جبيره عمل كند، و اگر معمولا باز است، شستن اطراف آن كافى است.

(مسئله 482) اگر درجاى وضو، يا غسل، چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدرى مشقّت دارد كه نمى توان تحمّل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كرد.

(مسئله 483) غسل جبيره اى مثل وضوى جبيره اى است، ولى بنا بر احتياط مستحب، بايد آن را ترتيبى به جا آورند نه ارتماسى، مگر آنكه ارتماس، مضر باشد و يا باعث سرايت نجاست گردد، كه در اين صورت، بايد آن را ترتيبى انجام دهند.

(مسئله 484) كسى كه وظيفه او تيمّم است، اگر در بعضى از جاهاى تيمّم او زخم يا دُمَل يا شكستگى باشد، بايد به دستور وضوى جبيره اى، تيمّم جبيره اى نمايد.

(مسئله 485) كسى كه بايد با وضو يا غسل جبيره اى نماز بخواند، چنانچه بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف نمى شود، مى تواند در اول وقت نمازش را بخواند؛ ولى اگر اميد دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شود، احتياط واجب آن است كه صبر كند و اگر عذر او برطرف نشد، در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل جبيره اى به جا آورد.

(مسئله 486) اگر انسان به واسطه بيمارى اى كه در چشم اوست، مژه خود را بچسباند، بايد وضو و غسل را جبيره اى انجام دهد و احتياط مستحب آن است كه تيمّم هم بنمايد.

(مسئله 487) كسى كه نمى داند وظيفه اش تيمّم است يا وضوى جبيره اى، بنا بر احتياط واجب، بايد هر دو را به جا آورد، مگر اينكه قبلاً وظيفه اش تيمم بوده و الآن شك دارد كه وظيفه اش تيمم است يا وضوى جبيره اى، كه بايد تيمم كند؛ و همچنين اگر قبلاً وظيفه اش وضوى جبيره اى بوده و الآن شك دارد كه وظيفه اش تيمم است يا وضوى جبيره اى، بايد وضوى جبيره اى بگيرد.

(مسئله 488) نمازهايى را كه انسان با وضوى جبيره اى خوانده، صحيح است و بعد از آنكه عذرش برطرف شد، وضوى او باطل نمى شود، پس مى تواند نمازهاى بعد را با همان وضو بخواند؛ ولى اگر براى آنكه نمى دانسته تكليفش جبيره است يا تيمّم، هر دو را انجام داده باشد، بايد براى نمازهاى بعد، وضو بگيرد.

(مسئله 489) رنگ كردن مو و ابرو مانعى ندارد و اگر از رنگ موهاى رايج و رنگهاى گياهى كه جِرم ندارند، استفاده شود، وضو و غسل با آنها جايز است؛ ولى اگر رنگ مورد استفاده، داراى جِرم باشد، يا در جِرم داشتن آن شك باشد، وضو گرفتن و غسل با آن اشكال دارد.

(س 490) اگر روى پا نجس باشد و فرد نتواند براى مسح، آن را آب بكشد، وظيفه اش چيست؟

ج ـ اگر همه جاى مسح، نجس باشد و نتواند مقدار واجب مسح را انجام دهد، بايد وضوى جبيره بگيرد و احتياطاً پارچه پاكى روى آن بگذارد و دست تَر روى آن بكشد و مسح نمايد.

(س 491) شخصى كه از ناحيه پا مجروح شده و جراحت و شكستگى او طورى است كه آب برايش ضرر دارد، آيا مى تواند پلاستيكى را به عنوان مانع از رسيدن آب حمّام، مانند جوراب در پا بكشد و غسل كند؟ آيا اين غسل صحيح است؟

ج ـ صحيح است و غسل جبيره اى محسوب مى شود؛ ليكن نبايد پلاستيك زيادتر از موضع زخم و جايى كه آب براى آن ضرر داشته، قرار بگيرد. 31/1/77

(س 492) در مواردى كه به دليل استيعاب جبيره نسبت به اعضاى متعدّد وضو و نجس بودن بعضى از زخمها و شرايط خارجى از قبيل وصل بودن سرُم و امثال آن، گرفتن وضوى جبيره، داراى حَرَج نوعى يا شخصى باشد و يا احتمال ضرر براى زخم مى رود، تكليف چيست؟ آيا در مواردى كه وضوى جبيره داراى حَرَج نوعى يا شخصى يا متضمّن ضرر باشد، تيمّم كافى است؟

ج ـ تيمّم كافى است، چون همان طور كه لزوم و شرطيّت وضوى غير جبيره اى با حَرَج و مشقّت و خوف از ضرر، حتّى خوف از خشونت پوست و تَرَك خوردن آن به نحوى كه تحمّلش مشكل باشد، مرتفع و شرطيّتش ساقط است، وضوى جبيره اى نيز همان حكم را دارد و لزومش مرتفع و شرطيّتش ساقط است و نوبت به بدل و تيمّم مى رسد. 11/11/77

عنوان بعدیعنوان قبلی




کلیه حقوق این اثر متعلق به پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی می باشد.
منبع: http://saanei.org