Loading...
شنبه 3 آبان 1399 - السبت 7 ربيع الاول 1442
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
error_text
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: اخبار
اندازه قلم
۱  ۲  ۳ 
بارگزاری مجدد   
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی :: سلوک علمی و عملی حضرت آیت الله العظمی صانعی (قدس سره) از دیدگاه سه تن از فضلا و شاگردان معظم له (استاد مرتضوی، فاضل میبدی و مهریزی)
سلوک علمی و عملی حضرت آیت الله العظمی صانعی (قدس سره) از دیدگاه سه تن از فضلا و شاگردان معظم له (استاد مرتضوی، فاضل میبدی و مهریزی)

سید ضیا مرتضوی در نشست بررسی سلوک علمی آیت الله العظمي صانعی در پژوهشگاه اندیشه دینی معاصر
چند نکته را در تاکید بر آنچه که دوستان ارجمند فرمودند، عرض میکنم: یکی از آن نکات، نشاط علمی مستمر حضرت آیت‌الله صانعی تا روزهای آخر بود(یعنی همان دوشنبه ی هفته ی قبل که آخرین جلسه‌ای بود که مجمع الفائده دنبال می شد و سه شنبه اش که ایشان ماهانه آمپولی به خاطر قند به چشمشان می زدند نتوانستند تشریف بیاورند). در واقع در طول سالهایی که من توفیق حشر و نشر خدمت ایشان را داشته ام، هر جلسه‌ای که خدمتشان می‌رسیدم نکته ی علمی و یا مساله ای را استفاده می‌کردیم. 
یکی از غصه هایی که ایشان می خورد و اظهار ناراحتی می کرد این بود که من نمیتوانم الان درست مطالعه کنم. کتاب را با دستگاه هایی که بزرگ نمایی میکند و در منزل برایشان فراهم شده بود، مطالعه میکردند. بالاترین غصه ایشان این بود که نمی توانند درست مطالعه کنند. من به عنوان طلبه ی کوچکی عرض میکنم که ایشان تا آخرین روزی که خدمتشان رسیدیم، این نشاط و اهتمام علمی را داشتند و این برای ما درس است.
دوم اعتنای به سرمایه ی فقه شیعه به صورت عام و برخی مثل مرحوم محقق اردبیلی به صورت خاص است که دوستان هم اشاره کردند، خیلی نسبت به این سرمایه ی فقهی اعتنا داشتند. این نوآوری ها را از بطن همین فقه داشتند و به نظر من به دلیل اعتنای به روش فقهای گذشته این موفقیت را داشتند. البته نمی‌توان از همه آرای فقهی دفاع کرد.
نکته ی سوم اعتنای به تلاش های دیگران است. ایشان مکرر از سایر علوم مثال می زدند. درست است که فقه و علوم اسلامی جایگاه و ارزش ویژ‌ه‌ای دارد، ولی به بهای این که ما تلاش های علمی دیگران در سایر علوم را دست کم بگیریم هم نیست. مثلا می گفتند یک پزشک غیر مسلمانی داخل ایران آمده است تا شما را جراحی کند، حالا زدید این را کشتید، اگر تنها 800 درهم دیه داده شود این درست نیست.
نکته ی دیگر تشویق دیگران و شاگردان به بازنگری در آرای موجود بود. ایشان مکرر می فرمودند، بنویسید ولو منتشر نکنید، الان ظرفیت نیست. در مورد همین بحث شرط ذکورت در قضاوت، در کنگره ی محقق اردبیلی بنده به پیشنهاد آیت الله استادی مقاله‌ای درباره آن نوشتم که این شرط را نفی می‌کرد و قبل از این که آن را به کنگره بدهم یا همزمان، نسخه ای را به محضر ایشان دادم. ایشان مقاله را خوانده بودند و بعد از درس بنده را خواستند و با استعجاب و استقبال از مقاله از این که یک طلبه ای بالاخره رفته سراغ این ادله و کل ادله را آورده و نقد کرده اظهار لطف کردندو این تشویق دیگران مکرر وجود داشت. روش عملی خودشان هم اینطوری بود و به ما آموزش می دادند.
نکته ی دیگر تلاش برای فهم عقلی و جدید ادله ی لفظی بود. این مساله ی مهمی است که گاهی دو سه روز ذهن ایشان را درگیر می کرد. یعنی مکرر می گفتند دیشب خوابم نبرده، گاهی هم بنده دو سه روز بعد که خدمتشان می‌رفتم، معلوم می‌شد ایشان منتظر بوده‌اند که بنده بروم و بگویند مساله این طور بوده است. این خیلی سرمایه ی بزرگی است که انسان فهم جدیدی از ادله داشته باشد. 
نکته ی دیگر اعتنای به نکات ریز فقهی است. گاهی نکات ریزی که به چشم ما نمی آمد برای ایشان مهم بود. یک نکته هم که برای همه ی ما درس است، شجاعت در تجدیدنظر روی آرای قبلی است. ایشان رسم داشتند که استفائات را تاریخ می زدند و نکته اش این بود که در موارد تجدیدنظر معلوم شود آن دیدگاه مربوط به چه زمانی بوده است؟ چنان که یکی از نخستین تجدید نظرهای ایشان محدودسازی راههای ثبوت رویت ماه بود که ایشان حکم حاکم را از رساله خود حذف کردند.
نکته ی دیگری که در میان مبانی ایشان است و من جایی هم اشاره کردم، این است که نگاه ایشان مبدایی شد برای مطالعات بعدی و تجدیدنظر خودم در خیلی از مسائل، و در نوع نگاه بنده به انسان. یک مثال بزنم: گاه در حوزه ما طلبه ها را از نظر فکری درست بار نمی‌آورند. من سال 64 مکه مشرف شده بودم، و رفتیم غار حراء، موقع برگشتن که آفتاب در حال غروب بود، یک دختربچه ی عرب که حدود 10 سالش بود، در مسیر برگشت به عنوان سائل ایستاده بود که کمکش کنند. من چقدر با خودم کلنجار رفتم که یک ریال سعودی را به او بدهم یا ندهم؟ به چه عنوان به ایشان بدهم؟ به یک فرد غیر شیعه؛ به چه عنوان؟ بحث سر پولش نبود ولی شبهه‌ام این بود که چگونه به یک غیر شیعه کمک کنم؟! آخرش خودم را قانع کردم گفتم یک ریال چیزی نیست. ولی سال های بعد بر اساس همین تعلیمات ایشان و نوع نگاه 
ایت‌الله صانعی و مطالعات بعدی خودم دیگر نگاهم به انسان ها و غیر مسلمان ها عوض شد. یعنی بنده اینکه الآن برای حفظ جان تمام انسان ها دعا کنم مشکلی ندارم. نگاه ایشان به انسان به ماهو انسان بوده و یک نگاه تشریفاتی نبود. واقعی بود و این تاثیر زیادی در فتاوای ایشان گذاشته است.
نکته ی آخر اینکه برای نگارش مقاله ای مبسوط که چند سال پیش در باره دیدگاه‌های حضرت آیت‌الله صانعی نوشته ام و منتشر شده یک دور دیدگاه‌های فقهی ایشان را مرور کردم و بعد به ذهنم رسید که آیا ما می توانیم مثل مکتب فقهی محقق اردبیلی، مکتب فقهی آیت الله صانعی هم داشته باشیم یا نه؟ در ذهنم شکل گرفت که بله. چرا که مبانی معرفتی ، جهان بینی و نگاه ایشان به جهان، انسان ، جامعه و حتی به حکومت، از حیث کلامی وجود دارد و نکته ی ثقل آن هم مساله ی نگاه به انسان است. با آن جهان بینی و مبانی کلی اصولی و فقهی ایشان و در مرحله ی بعد مسائلی که جناب استاد مهریزی اشاره فرمودند، به راحتی می شود چیزی را به عنوان مکتب فقهی آیت الله صانعی معرفی کرد و در آن مقاله پیشنهاد آن را مطرح کردم. بنده به برخی از نزدیکان ایشان هم اشاره کردم، چیزی که به درد ما طلبه ها می‌خورد و ماندگار و موثر است و فقه ایشان را نشان می دهد، این است که بتوانیم مکتب فقهی ایشان را تدوین و ترسیم کنیم.
*******************
آیت االله صانعی مفهوم «زندگی» را وارد فقه کرد
محمدتقی فاضل میبدی در نشست بررسی سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی در پژوهشگاه اندیشه دینی معاصر
یکی از چیزهایی که در حوزه خیلی مهم است مفهوم سازی است ، من تصورم این است که پاره ای از اصطلاحات توسط بزرگان در این 50-60 سال اخیر در حوزه خلق شده است اما از جهت معنا خیلی ردیابی نشده است. مرحوم علامه طباطبایی، در کتاب «از درس هایی از اسلام» که به همت آقای مرحوم خسروشاهی منتشر شده است،اصطلاحی احکام ثابت و متغیر را مطرح می کند، بحث زیبایی است تنها کسی که آن بحث را در کتاب اخلاقش دنبال کرد مرحوم شهید مطهری بود.
مفهوم دومی که ساخته شد مفهوم «عنصر زمان و مکان» مرحوم امام بود، به نظر بنده اگر آن اصطلاح یا مفهوم سازی که ایشان راجع به احکام اسلامی کرد و دخالت و تاثیر دو عنصر زمان و مکان را مطرح کرد، اگر واقعا خوب به آن توجه می شد خیلی از مشکلات فقهی ما امروز حل می شد. ولی این مفهوم سازی هم مظلوم واقع شد و کمتر کسی به آن توجه کرد و دنبال نشد. 
سومین مفهومی را مرحوم آیت الله منتظری در کتاب مجازات های اسلامی اش مطرح کرد، جزاییات حقوق کیفری اسلام را از این که مبنایش غیبی وآسمانی باشد نضعیف می کند و می گوید این ها مبناهای عقلایی دارد و هیچ کدام ملاک های غیبی ندارد. 
چهارمین اصطلاح «مفهوم فقه و زندگی» بود که توسط آیت الله صانعی مطرح شد، نمی دانم این اصطلاح برای خود ایشان بود یا از کسی گرفته بود، فقه و زندگی واژه ی قشنگی است، یعنی باید به گونه ای فقه را قرائت و تفسیر کنیم که بتواند با زندگی بشر امروز پیوند بخورد.
یکی از دغدغه های آیت الله صانعی این بود که حکم فقهی باید عادلانه باشد یعنی معیار و مبنای عدالت در اجتهاد و استنباط باید رعایت شود. به نظرم خیلی عجیب است آن واژه ی مکرر قرآنی آن اصطلاح بسیار پراهمیت قرآنی قسط و عدل که متاسفانه در فقه در بحث صلاة جماعت و در شرایط قاضی خلاصه شده است، خیلی جاهای دیگر فقه، بحث عدالت غایب است، ولی ایشان تلاش می کرد که سایه ی عدالت بر احکام فقهی گسترش پیدا کند و فقه و حکم فقهی در تضاد با عدالت و احکام عادلانه نباشد.

دوم این که سایه ی عقل را ایشان می خواست بر احکام فقهی گسترش بدهد، من می گویم به اقناع عقلایی و عقلانی توجه جدی داشت. اگر یک حکم فقهی در این روزگار نتواند برای جامعه بشریت و نسل امروز اقناع عقلانی و عقلایی داشته باشد نمی تواند نفوذی داشته باشد، حالا شاید درست هم باشد ولی نباید الان در این روزگار عقل ستیز باشد. مرحوم آیت الله صانعی تلاش داشت که احکامی که استنباط میکند در تضاد با عقل نباشد. 
مساله دیگر اخلاقیات است، یادم است در یک مورد از ایشان راجع به ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان سوال کردم ایشان گفت به نظرم اشکال ندارد و استدلال خوبی هم داشت گفت شما نگاه کنید در قرآن می گوید بین زن و مرد باید مودت و رحمت و سکینه حاکم باشد حالا اگر یک زن مسلمان با مرد مسلمان ازدواج کند ولی در این زندگی مودت و رحمت نباشد این خلاف فلسفه ی قرآنی است ولی اگر یک زن مسلمان با مرد غیر مسلمان ازدواج کند در آن مودت و رحمت و تسکونوا باشد چرا باید مشکلی باشد، زیرا با مفاد آیه سازگار است.
ایشان سر مساله ی تعدد زوجات گفت باید نگاه کرد دید معروف است یا نه، یعنی عرف است یا نه؟ اگر در جامعه ای تعدد زوجات معروف نباشد و عرف پسند نباشد، این اشکال پیدا می کند و به حرف مرحوم علامه طباطبایی در قرآن که وعاشروهن بالمعروف، استدلال می کرد، در ذیل آن آیه می گوید در بحث خانواده در 12 مورد کلمه ی معروف آمده که شما اگر در زندگی تان بر خلاف معروف باشد آن درست نیست، واژه ی معروف یعنی عرفی بودن در مساله ی خانواده مورد تاکید و اصرار ایشان بود. 
چهارمین معیار کارآمدی حکم بود، اگر امروز یک حکمی از حدیثی استخراج کنید سند حدیث درست، دلالت واضح اما کارآمد نباشد این به چه درد می خورد. مرحوم آیت الله صانعی این بحث را مطرح می کرد بغیر از سند و دلالت، حدیث باید کارآمدی هم داشته باشد، اگر شما در این روزگار یک حکم فقهی را بیان کنید ولی در یک عرف جامعه ای کارآمد نباشد، آن حکم به نظر من کمیتش لنگ است.
*******************
آیت الله صانعی در استنباط های فقهی به حاکمیت عقلانیت جمعی باور داشت
مهدی مهریزی در نشست بررسی سلوک علمی آیت الله العظمی صانعی در پژوهشگاه اندیشه دینی معاصر
فقه اسلامی و شیعه در دوران معاصر با چالش های مختلفی روبرو است، در حوزه ی مسائل زنان بخش عظیمی از فقه سنتی ما با چالش مواجه است. همچنین در بحث های حقوق بشر مباحث زیادی از فقه سنتی با چالش مواجهاند. در بحث حقوق اقلیت ها، چه دینی و چه مذهبی هم موارد زیادی داریم. مسائل کیفری اسلامی هم یکی از آن عرصه های چالشی است که مباحثی مثل اعدام ها، بحث های قطع دست و رجم و همینطور مسائل مستحدثه ی فقهی، پزشکی و اقتصادی در آن مطرح است. این ها پنج حوزهای است که فقه سنتی در آن با چالش مواجه است.
سه نوع مواجه با این چالش ها است: گروهی از فقیهان یا عالمان در رده ی بعد از مراجع، تلاش می کنند که همهی این ها را به شکلی تبیین کنند، مثلاً پاسخ های عقلانی برایش درست کنند، حکمت و فلسفه برایش بیاورند، که اگر بخواهیم قبل از انقلاب نام ببریم، مرحوم مطهری است. بعد از انقلاب کسانی مثل آیت الله جوادی آملی ازاین صنف هستند.
رویکرد دوم، نگاه برون دینی است. یعنی با تحلیل های جامعه شناختی دینی یا کلامی میخواهند چالشها را حل کنند. یک باره استدلالی می کنند وخودشان را خلاص می کنند، این هم یک مدل کار است. گاهی در نوشته های بعضی از نواندیشان جهان عرب مثل محمود محمدطاها یا در داخلی ها مثل آقای شبستری و دیگران این موارد دیده می شود. 
مدل سومی نیز هست که در واقع، بیاییم با بازنگری درون دینی و بازنگری مجدد ادله به حل مسائل و پاسخگویی بپردازیم، و باید یکی یکی هم حرکت کنیم. این راه سوم را کسانی مثل آیت الله صانعی دنبال میکنند، یعنی در چارچوب اجتهاد سنتی آیه ، روایت و سند، دلالت را بررسی و ظهور ادله مطرح میشود. چند تا مشخصه در سلوک علمی ایشان است که فهرست وار عرض می کنم، به نظرم در مدل کار ایشان یعنی سلوک علمی ایشان این 5 نکته قابل توجه آمده است: 
اول نگاه انتقادی با آرای فقیهان است: یعنی ما آرای فقیهان را وحی منزل ندانیم و ضمن احترام به آن ها روی حرفشان فکر و تامل کنیم، این نگاه انتقادی داشتن است. مثلاً حتی ایشان با تمام احترامی که به مرحوم امام داشتند و همیشه تعبیر سلام الله علیه می گفتند و بر تحقیق ایشان تعلیقه زدند، در عین حال موارد زیادی است که با دیدگاه امام اختلاف نظر دارد. این اختلاف انتقادی اگر در یک فقیهی شکل بگیرد یعنی خودش را تسلیم آن فضای سنگین سنتی نکند، خیلی می تواند خوب باشد. من در جلسه ای گفتم ما فکر می کنیم اگر کسی حرف های هزار سال را تکرار کند، عالم خوبی است، اما کسی که حرف جدید زده و نشسته فکر و بحث کرده، این را می گوییم سوادش مشکل دارد.
نکته ی دوم بحث اقناع نخبگانی است: معمولاً فقهای ما با یجوز و لایجوز و یجب و لا یجب خودشان باید تسلیم باشند. اگر هر فقیهی که می خواهد رساله بنویسد، به جای این که در آن رساله یجوز لایجوز بگوید چهار تا مساله بنویسد، به رشد علم و دانش و فقه خیلی کمک می کند. و این را ما در ایشان می بینیم که بخشی از آن را هم ثمره ی مشاورانی مثل حضرت استاد مرتضوی است. که در این فضاها وارد شده اند. مسائل جدید مثل بحث قیومیت مادر بررسی می شود و با قلم روانی که یک انسان دانشگاهی هم می تواند بخواند و بفهمد، بیان میشود که این هم ویژگی اقناع نخبگانی است.
نکته سوم پرهیز از تطویل در نوشتارها است: مثل کسی که یک دکمه دارد میخواهد، کت و شلوار بدوزد، خیلی از کتاب هایی که عالمان نوشتهاند این طور است، اما عالم باید به اندازه ای که حرف دارد بنویسد، به اندازه ای که حرف جدید و نو دارند، به همان مقدارهم حضور مطلوب داشته باشند. وقت و انرژی دیگران را صرف نکنند.
نکته ی چهارم بحث حاکمیت عقلانیت در استنباط های فقهی است: یعنی به نظر من اینکه گفته میشود ایشان به قرآن توجه میکرده، یا احادیث را فلان می کرده ته همهشان یک نوع باور به عقلانیت وجود دارد. ما یک عقلانیت جمعی را قبل از آن پذیرفته ایم و برایش اعتنا و اعتبار قائلیم، وقتی این عقلانیت را نمی فهمند، یک جای کار خدشه دارد. و میخواهیم آن را اصلاح کنیم. قبل از این که ما در ادله بازنگری کنیم این باور به عقلانیت جمعی، از ویژگی های ایشان است. و توجه به چالش ها و پرسش ها که این هم ویژگی پنجم است.

تاریخ: 1399/7/1
بازدید: 589



....

نام
پست الکترونيکي
وب سایت http://
نظر
کد امنیتی کد امنیتی
کد امنیتی